پشت پرده خانواده فاسد نتانیاهو

 

فساد در میان سران رژیم صهیونیستی تاریخچه ای طولانی دارد. بعد از محاکمه و زندانی شدن افرادی چون «موشه کاتصاف (موشه قصاب)» رئیس و «ایهود اولمرت» نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی به دلیل فساد، اکنون نوبت به «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر کنونی این رژیم رسیده تا در برابر اتهامات از خود دفاع کند

 


فساد در میان سران رژیم صهیونیستی تاریخچه‌ای طولانی دارد. بعد از محاکمه و زندانی شدن افرادی مانند "موشه کاتصاف" (موشه قصاب) رئیس و نیز "ایهود اولمرت" نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی به دلیل فساد، اکنون نوبت به "بنیامین نتانیاهو" نخستوزیر کنونی این رژیم رسیده تا در برابر اتهامات وارد شده درباره مسایل مربوط به فساد از خود دفاع کند. البته با این تفاوت که در پرونده نتانیاهو، همسر و فرزندانش نیز نقش دارند.

فساد در میان سران رژیم صهیونیستی تاریخچه ای طولانی دارد. بعد از محاکمه و زندانی شدن افرادی چون "موشه کاتصاف" (موشه قصاب) رئیس و "ایهود اولمرت" نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی به دلیل فساد اکنون نوبت به "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر کنونی این رژیم رسیده .


اولمرت در سال 2016 به اتهام دریافت رشوه و اخلال در اجرای عدالت، به ۱۹ ماه حبس محکوم شده و هم اکنون در زندان به سر می برد.

در پرونده رسوایی های مالی نتانیاهو نام فردی به نام شولومو رخنیتز (Shlomo Rechnitz) به چشم می خورد. این چهره یهودی، سرمایه گذار املاک در کالیفرنیای آمریکا و از یک خانواده افراطی یهودی است. وی به اتهام پولشویی برای خانواده نتانیاهو و حزب لیکود تحت بازجویی قرار گرفته است.

به گزارش "هاآرتص"، یائیر، پسر بنیامین نتانیاهو زمان های بسیاری از ایام تعطیلات خود را در هتل های جیمز پکر در نیویورک و تل آویو می گذراند و در سال 2015 هم پکر به همراه نتانیاهو که برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده حاضر بوده و حتی متن سخنرانی او را قبل از سخنرانی در اختیار داشته است.

در ماه جولای نیز یگان ویژه پلیس اسرائیل"لاهاو 433"  ( Lahav 433) با همکاری دادستان اسراییل "آویخای مندلبیت"  ( Avichai Mandelblit)  به تحقیقات در مورد نتانیاهو به اتهام پولشویی پرداختند که هنوز نتیجه آن اعلام نشده است.یکی از اتهامات اصلی نتانیاهو پولشویی کلان و سوء استفاده از اموال عمومی است.

در اردیبهشت گذشته (آوریل2016) "آرناود میمران" ( Arnaud Mimran)، یکی از بزرگترین مفسدان اقتصادی فرانسه به اتهام دخالت در یک کلاهبرداری سنگین برای فروش اعتبارات کربن در پرونده ای به نام "دزدی قرن"، دادگاهی شد. وی فردی است که در جریان چندین انتخابات اخیر اسرائیل که منجر به پیروزی لیکود و نتانیاهو شد، از بنیامین نتانیاهو حمایت مالی کرده است. علاوه بر این، میمران در مقطعی هزینه های مربوط به گذراندن تعطیلات نتانیاهو و خانواده اش در کوه های آلپ و سواحل "ریویرا" در جنوب شرق فرانسه را نیز تامین کرده است. ( Haaretz)

یکی دیگر از اتهامات نتانیاهو، اتهامات مربوط به دوره تصدی وی در نقش وزیر دارایی (2003 تا 2005) است. زمانی که او به همراه خانواده اش به سفرهای خارجی رفته و پرداخت ها و هزینه‌های آن خارج از چارچوب قوانین بوده است.
در ماه جولای نیز یگان ویژه پلیس اسرائیل"لاهاو 433"  ( Lahav 433) با همکاری دادستان اسراییل "آویخای مندلبیت"  ( Avichai Mandelblit)   به انجام تحقیقات درباره نتانیاهو به اتهام پولشویی پرداختند که البته هنوز نتیجه آن اعلام نشده است. این پولشویی کلان و سوء استفاده از اموال عمومی ، یکی از اتهامات اصلی نتانیاهو است. تاکنون افراد زیادی از جمله "یائیر" پسر نتانیاهو و "آری هاروف" رئیس پیشین کارکنان دفتر نخست وزیری در خصوص این پرونده  بازجویی شده‌اند.

البته مهم ترین اتهام نتانیاهو دریافت کمک‌های مالی از میمران است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد او در دوره تصدی وزارت دارایی، رفت و آمدهایی با میمران داشته، حتی میمران در سال 2000 آپارتمان بزرگی را در خیابان ویکتور هوگو در پاریس به خانواده نتانیاهو قرض داده است.
به تازگی نیز" ایریل مارگالیت "عضو حزب "اتحاد صهیونیستی" که از مخالفان نتانیاهو  و  از اعضای برجسته پارلمان به شمار می‌آیند، تلاشی را برای بررسی ادعاهای مطرح شده درباره فساد مالی نتانیاهو آغاز کرده است. موضوع مورد تاکید او حضور وکیل شخصی نتانیاهو در معامله یک شرکت آلمانی برای فروش یک زیردریایی به ارزش 1.5 میلیارد دلار به اسرائیل است. این ماجرا، احتمال دست داشتن نتانیاهو را در آن را افزایش می دهد؛ زیرا پارلمان مخالف این معامله بود.

لازم به ذکر است خبرهایی هم مبنی بر رابطه خانواده نتانیاهو با یک میلیاردر استرالیایی به نام "جیمز پکر " ( James Packer) وجود دارد.
به گزارش هاآرتص، یائیر، پسر بنیامین نتانیاهو، زمان‌های بسیاری از ایام تعطیلات خود را در هتل‌های جیمز پکر در نیویورک و تل آویو می‌گذارند و شخص  پکر نیز در سال 2015  به همراه نتانیاهو که برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده حاضر بود و متن سخنرانی او را قبل از سخنرانی در اختیار داشته است.

پکر دوست نزدیک بنیامین نتانیاهو است و نتانیاهو از طریق پسرش یائیر، روابط تجاری خود با پکر در پروژه های سنگین مالی را پیش می‌برد.
در پرونده رسوایی‌های مالی نتانیاهو نام فردی به نام "شولومو رخنیتز" (Shlomo Rechnitz) نیز به چشم می‌خورد. این چهره یهودی، سرمایه‌گذار املاک در کالیفرنیای آمریکا و از یک خانواده افراطی یهودی است. وی به اتهام پولشویی برای خانواده نتانیاهو و حزب لیکود مورد بازجویی قرار گرفته است.

سارا نتانیاهو نیز مانند خود نتانیاهو در معرض اتهامات گوناگون قرار دارد. اتهامات او بیشتر حول سه مسأله بوده است:

مسأله نخست، بد رفتاری او با خدمتکاران و موضوع دوم، برداشتن سودهای کلان از فروش بطری نوشیدنی هایی که با هزینه دولتی جمع آوری شده بودند و مسأله سوم نیز مسأله متهم بودن در پرونده "خانه آقای نخست وزیر" است.
بحث درباره بدرفتاری و اهانت به کارکنان و شکایت آنان چندین بار تکرار شده است. نخستین بار، سپتامبر 2011 بود که خبری مبنی بر حمله سارا نتانیاهو به خدمتکار پدرش منتشر شد. ماجرا از این قرار بود که همسر نتانیاهو با این ادعا که خدمتکار در مراقبت از پدرش سهل انگاری کرده به او حمله‌ور شده است. چندی پیش نیز یک شهروند زن اسرائیلی که نزد سارا نتانیاهو کار می‌کرده، در شکواییه‌ای که به دادگاه تل آویو ارائه نمود اظهار داشته که همسر نخست وزیر مانند برده با او رفتار می‌کرده است!

دومین بار، آوریل 2014 بود که تلویزیون اسرائیل اعلام کرد یکی از پیشکارهای سابق منزل نتانیاهو قصد دارد در دادگاه از همسر نخست وزیر شکایت کند. "ژیل الیاهو" پیشکار سابق می‌گوید همسر نتانیاهو با او رفتار تحقیر آمیزی داشته و این ترس، بر تمام کارکنان منزل نتانیاهو نیز حاکم است.
سومین بار نیز در ژانویه 2015 "مانی نفتالی " ( Mani Naftali)سرخدمتکار سابق منزل نتانیاهو به دلیل بد رفتاری های همسر وی به دادگاه شکایت کرده بود.
این سرخدمتکار ،سارا نتانیاهو را متهم می‌کند که خواسته‌های زیاده از حد داشته و بدرفتاری‌های که تحت تاثیر الکل با او داشته ،غیرقابل تحمل بوده است. با این حال، بنیامین نتانیاهو اتهامات وارد شده به همسر خود را رد کرده و آن را یک توطئه سیاسی خواند.
گفتنی است تا قبل از رسیدگی به این شکایت، تمام اتهامات قبلی مسکوت مانده بود و هیچ گونه پیگیری از طرف نهادهای قضایی اسرائیل انجام نمی‌شد، اما در فوریه 2016 حکم دادگاه درباره پرونده اخیر صادر شد و دادگاه همه اتهامات به سارا نتانیاهو را وارد دانست و خانواده نتانیاهو محکوم به پرداخت 43000 دلار شدند. در دادگاه چندین خدمه محل اقامت نخست وزیر در خصوص رفتار توهین آمیز و گاه تحقیرآمیز سارا نتانیاهو شهادت داده بودند.
نفتالی پس از اعلام حکم دادگاه گفت: « آن‌ها با شهروندان عادیِ همانند من، ظالم‍انه‌ای رفتارها را داشتند. در محیط کار، آدم‌ها دو دسته‌اند: یا ضعیف هستند یا در برابر ظلم می‌ایستند. اما من آن آدم بسیار قوی هستم"
البته خانم نتانیاهو این اتهامات را رد و اعلام کرد او قربانی دسیسه سرنگونی نخست وزیر  است که مخالفان آن را طراحی کرده‌اند. وی همچنین اظهار داشت مستخدمانی که برای شهادت علیه او به دادگاه آمده بودند با دریافت مبالغی حاضر به حضور در دادگاه شده‌اند.

دومین اتهام سارا نتانیاهو، موضوع سوء استفاده در ماجرای جمع آوری بطری است.
طبق گزارش‌ها وی با جمع آوری حدود 80 هزار بطری و تحویل آن‌ها به سوپر مارکت‌ها قریب چهارهزار شِکِل (واحد پول رژیم صهیونیستی )سود برده است و در حالی که بطری های مذکور با هزینه‌های دولتی جمع آوری شده و پول دریافتی بابت تحویل دادن آن‌ها باید به خزانه واریز می‌شود. برخی نیز مبلغ دریافتی را بسیار بیشتر از این میزان می‌دانند. مانی نفتالی می‌گوید مبلغی که خانواده نتانیاهو طی 4 سال از محل فروش بطری‌های خالی به دست آورده‌اند حدود 24 هزار شِکِل است.
سومین اتهام سارانتانیاهو سوء استفاده وی از بودجه عمومی است. اولین بار در ژانویه 2016 خبر بازجویی از او منتشر شد. بر اساس آن گزارش، پلیس، همسر نخست وزیر رژیم صهیونیستی را به اتهام سوء استفاده او و همسرش از بودجه عمومی مورد بازجویی قرار داد.
این تحقیقات که از سوی اداره ویژه مبارزه با کلاهبرداری پلیس انجام می‌شود در پی گزارشی صورت گرفت که یک نهاد نظارتی رسمی رژیم صهیونیستی درباره سوء استفاده نتانیاهو و همسرش از بودجه عمومی منتشر کرد. بیشتر آن اسناد و مدارک را هم مانی نفتالی به پلیس داده بود.

"هاآرتص" این اتهامات را چنین برمی‌شمرد:

نخست سفارش غذا و استفاده از آشپز خصوصی برای مراسم‌های شخصی نخست وزیر در شهر اورشلیم به گونه‌ای که او متهم به پرداخت این هزینه‌ها از محل اموال دولتی است.
مسأله دوم ،مسأله متهم شدن او به استفاده از اموال دولتی برای نگه داری و مراقبت از پدرش است.
و مورد سوم استفاده از یک تکنسین برق است. کسی که سال‌های متمادی به نتانیاهو خدمت کرده و مبالغ هنگفتی را برای تعمیرات اضطراری روزهای مربوط به برخی از اعیاد یهودی دریافت کرده است.
در 2دسامبر 2016 پلیس با دریافت اطلاعات جدیدی از این پرونده که به نام " خانه‌های آقای نخست وزیر" نامیده می‌شود، سارا نتانیاهو را برای تحقیقات احضار کرد. پرونده سارا نتانیاهو در ماه آوریل به دفتر دادستان کل رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی منتقل شد که این دفتر نیز آن را برای انجام تحقیقات به پلیس تحویل داد.
این بازجویی حدود 11 ساعت به طول انجامید که پس از آن سارا نتانیاهو به خبرنگاران گفت تکرار می‌کنم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون هیچ خطایی از من سر نزده است.
البته پس از هر بازجویی یا تحقیقات، تلاش‌هایی پشت پرده برای خنثی کردن این اتهامات از طریق وکلای نتانیاهو انجام می‌شود و او و همسرش معمولا همه چیز را تکذیب می‌کنند و این اتفاقات را سیاسی بازی‌های مخالفان قلمداد می‌کنند.  حال باید دید نتیجه این سری از تحقیقات چه خواهد بود؛ اتهاماتی که اگر به اثبات برسد بزرگترین رسوایی مالی نتانیاهو خواهد بود و تبعات سیاسی زیادی را متوجه وی خواهد کرد.

همانظور که گفته شد این نخستین بار نیست که یک مقام رژیم اسرائیل به اتهام فساد مالی مورد بازجویی قرار می‌گیرد؛ پیش از این نیز مقامات بلندمرتبه این رژیم از جمله موشه قصاب، رئیس سابق رژیم صهیونیستی، و ایهود اولمرت نخست وزیر سابق این رژیم، به اتهام فساد اخلاقی و مالی، بازجویی و راهی زندان شده بودند.
قصاب از سال ۲۰۱۱ در زندان به سر می‌برد و به اتهام فساد اخلاقی و آزار و اذیت جنسی به هفت سال زندان محکوم شده است. اولمرت نیز در سال 2016 به اتهام دریافت رشوه و اخلال در اجرای عدالت، به ۱۹ ماه حبس محکوم شده و هم اکنون در زندان به سر می برد.

 

جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران

 

با کمال تاسف باید بیان داشت صنعت فشن به دلیل جذابیت وافری که در حوزه بصری و حسی دارد موجب شده است تا ابعاد پنهان این صنعت پر سود و خشن در پس پرده غفلت باقی بماند. به بیانی مستحکم‌تر می‌توان مدعی شد سرمایه‌داران جهانی، خواهان دیده نشدن عقبه صنعت فشن نزد جهانیان هستند و با رسانه‌های پرقدرت خود سعی در اغوا کردن انسان‌ها دارند تا از این طریق بتوانند علاوه بر افزودن به سرمایه‌‌های خود، بشریت را به سمت و سوی زندگی مصرف گرا سوق داده تا بتوانند با سرگرم کردن مردم توسط انواع شارلاتان بازی‌ها مقاصد خود را به بهترین شکل ممکن به ثمر برسانند.

 

مقدمه

فشن (Fashion) یا مد (Mode)، صنعتی به ظاهر زیبا و رنگارنگ اما به غایت بی‌رحم و استثمارگر است. شاید با دیدن این واژگان تعجب کنید، اما واقعیت آن است که در پس پرده صنعت فشن، جهانی متفاوت با ظاهر زیبا و جذاب آن قرار دارد که کمتر کسی از آن باخبر است.

پر واضح است که تمامی این سیکل به نفع معدود کلان سرمایه داران جهانی و ابر طبقه مسلط بر این صنعت است که می‌توانند محصولات خود را با حداکثر قیمت و با حداقل هزینه تمام شده به فروش برساند.

امروزه کلان سرمایه‌داران جهانی و حامیان اقتصاد لیبرالی نه تنها کارگران بنگلادشی و هندی و چینی را به بردگی خود در آورده و رحمی به آنان نمی‌کنند، بلکه تمامی مردم جهان و به طور خاص شهروندان اروپایی و آمریکایی را نیز تحت این ظلم گسترده قرار داده اند.

فرانکل با رویکردی انتقادی و طنز آلود به صنعت فشن، بخشی از استحمار و شقاوت دست اندرکاران رسانه‌ای این صنعت را به نمایش گذاشت. کارگردان در این فیلم با روگرفتی از مجله مشهور وگ(Vogue magazine) که مجله ای فعال در صنعت فشن است، از شخصیت آنا وینتور(Anna Wintour)، الهام گرفته است

بدترین فاجعه در قطب صنعت برده‌داری فشن، مربوط به سال 2013 میلادی است. در این سال کارخانه‌ی نساجی رانا پلازا(Rana Plaza) به دلیل فرسودگی و  نداشتن حداقل الزامات ایمنی دچار حریق و تخریب شد که این مسئله منجر به کشته شدن 1134 نفر از کارگران که عموم آنان از زنان فقیر بودند شد.

در نوامبر سال 2012 میلادی بر اثر آتش سوزی در کارخانه‌‌ی تزرین فشنز (Tazreen Fashions) در داکا 112 نفر کشته شدند.در این کارخانه  سه هزار کارگر که اکثر آنان از زنان جوان  فقیر روستاهای اطراف بودند صرفا برای گرفتن ۳۰ یورو در ماه قربانی شرکت‌های نامداری چون دیسنی (Disney)، والمارت و گروه فرانسوی تدی اسمیت (Teddy Smith) شدند.

این کمپانی ها حداقل امکانات عادی را از کارگران بنگلادشی دریغ کرده و با بی‌رحمی تمام کارگران را به بردگی خود درآورده اند. برندهای معروفی نظیر، گپ (Gap)، والمارت (Walmart)، زارا (Zara)، اِچ اند اِم (H&M)، لاسنزا (La Senza)، ویکتوریا سکرت (Victoria's Secret)، رالف لاورن (Ralph Lauren) و بسیاری دیگر از کمپانی‌های نامی، محصولات خود را در این کشور به تولید می‌رسانند.

 

پس از حضور و راهبری صندوق جهانی پول (IMF) و بانک جهانی بود که برنامه های خصوصی سازی و کاستن از حمایت‌های دولتی آغاز شد و نتیجه اش رشد ناگهانی بیکاری، گرایش گسترده به واردات و نابودی صنایع محلی بود.


اگر بخواهیم مد را به شکل کلاسیک آن تعریف نماییم، باید بگوییم: "نوعی پوشش که در هر دوره زمانی با وضعیت اجتماعی و فرهنگی آن جامعه تطابق یافته و در میان مردمان آن سرزمین نهادینه شده است". از 150 سال پیش و بعد از ورود جهان به دنیای مدرن و آغاز جدیِ صنعت مد در کشورهای فرانسه و انگلیس، این تعریف آرام آرام کارایی خود را از دست داد و دچار تطوّر شد. اگر اکنون به طور موجز و جامع بخواهیم مد در دنیای کنونی را توصیف نماییم باید آن را امری اقتصادی و تزئینی بدانیم که پیروی مداوم از آن صرفا برای ارضای حالات روحی، روانی و برای جا نماندن از رشد پر سرعت این صنعت است. می‌توان مد را در بخشی از سبک زندگی آمریکایی خلاصه کرد؛ سبکی از زندگی که معضلات فراوانی برای بشریت به دنبال داشته است.

شوربختانه باید بیان داشت  امروزه پوشاک در اکثر نقاط جهان و بالاخص کشور‌های شمالی کره زمین، صرفا وسیله‌ای برای پوشش محسوب نمی‌شود بلکه به نوعی مسابقه برای عقب نماندن از مد روز تبدیل شده است. امروزه فشن و  یا مد سالانه توسط بخش مشخصی از اعضای یک گروه اجتماعی که عموما از مشاهیر هستند در کشور‌های اروپایی و آمریکایی استفاده شده و توسط کلان سرمایه داران تولید و به وسیله رسانه‌ها تبلیغ گسترده می‌شود. جذابیت و ماهیت اغواگرانه این صنعت سبب شده است تا فشن بودن جزء لاینفک زندگی مردم جهان شود. هم اکنون در کشورهای توسعه یافته و اکثر کشور‌های در حال توسعه مراکز خرید سر به فلک کشیده و پاساژ‌های لوکس، ارائه کننده محصولاتِ برند‌های نامی و معروف هستند؛ برند‌هایی، که رسانه‌های پرقدرت جهانی با رنگ و لعابی وصف ناپذیر و با تبلیغات چکشی، مردم را به سمتِ خریدِ هرچه بیشترِ محصولات آن برند‌ها سوق می‌دهند. امروزه دیگر مد از الگوی سال خارج شده بلکه به شکل فست فشن (Fast Fashion) و مدهای هفتگی و فصلی در آمده است. در فست فشن لباس‌ها به صورتی طراحی می شوند که با سرعت هر چه تمام‌تر از مرحله نمایش در فشن‌شوها به مغازه ها برسند که این امر علاوه بر تسریع مراحل تولید تا فروش، همراه با صرفه جویی در هزینه‌ها و کاهش قیمت‌ها است که باعث افزایش فروش محصولات می‌شود.

متاسفانه عموم مردم جهان از رویدادهای رخداده در این سیکل بی خبرند و کمتر کسی از مردم می‌داند که این صنعت برای پویایی خود به بی‌رحمانه ترین شکل ممکن به استثمار کشور‌های فقیر پرداخته و با دامن زدن به مصرف‌زدگی، حرص و طمع ، انواع معضلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی را گریبانگیر بشریت کرده است. واضح است که تمامی این چرخه به نفع معدود کلان سرمایه داران جهانی و ابر طبقه مسلط بر این صنعت است که می‌تواند محصولات خود را با حداکثر قیمت و با حداقل هزینه تمام شده به فروش برساند.

با کمال تاسف باید بیان داشت صنعت فشن به دلیل جذابیت وافری که در حوزه بصری و حسی دارد موجب شده است تا ابعاد پنهان این صنعت پر سود و خشن در پس پرده غفلت باقی بماند. به بیانی مستحکم‌تر می‌توان مدعی شد سرمایه‌داران جهانی، خواهان دیده نشدن عقبه صنعت فشن نزد جهانیان هستند و با رسانه‌های پرقدرت خود سعی در اغوا کردن انسان‌ها دارند تا از این طریق بتوانند علاوه بر افزودن به سرمایه‌‌های خود، بشریت را به سمت و سوی زندگی مصرف گرا سوق داده تا بتوانند با سرگرم کردن مردم توسط انواع شارلاتان بازی‌ها مقاصد خود را به بهترین شکل ممکن به ثمر برسانند.

بخش پنهان صنعت فشن و مد را می‌توان به دو جستار استثمار و استحمار تقسیم کرد که برای بررسی دقیق این دو مفهوم باید در ابتدا نیم نگاهی به ابعاد اقتصادی صنعت مد انداخته و با بررسی نمونه‌‌هایی از بیگاری و استثمار کمپانی های بزرگ فشن از کشور‌های فقیر بتوانیم بخشی از رذالت نظام کاپیتالیسم را آشکار کرده و در ادامه با دقت بیشتر نحوه استحمار صنعت فشن و مدیریت افکار عمومی و بالاخص مردم کشور‌های شمالی کره زمین و مردم غرب را مورد ملاحظه قرار دهیم.



استثمار صنعت فشن از کشور‌های جنوب

شاید هیچ گاه چارلز فردریک ورث(Charles Frederick Worth) طراح نامی انگلیسی و آغازگر فشن و صاحب صنعت مد پاریس در نیمه دوم قرن 19 و ملقب به پدر طراحی سطح عالی لباس زنانه(Haute couture)، حتی به ذهنش خطور نمی‌کرد که 150 سال بعد، صنعت مد یا فشن تبدیل به بازاری  سه هزار میلیارد دلاری شود و دو درصد از کل تولید ناخالص جهانی را از آن خود کند.[3]


هم اکنون ارزش صنعت مد زنانه، مد مردانه، کالاهای لوکس مد و بازار لباس‌های بچه‌گانه به ترتیب 621، 402، 339و 186 میلیارد دلار است. اعداد و ارقامی که هر یک از بودجه سالیانه بسیاری کشور‌ها به مراتب بیشتر است. این ارقام شگفت انگیز  نشان دهنده حجم عظیم گردش سرمایه در این صنعت است.[4] طبق آمار ارائه شده توسط  پایگاه خبری فشن‌یونایتد در سال 2014 میلادی افراد مشغول به کار در این صنعت به 57.8 میلیون نفر رسیده است.

آمارهای ارائه شده نشان‌گر این امر بدیهی بوده که چشمان زیادی خیره بر تشعشعات طمع بر انگیز این صنعت دوخته شده است. بی‌شک کمپانی‌های فعال و صاحب نفوذ در این صنعت برای رقابت با یکدیگر و سود افزایی بیشتر از هر گونه تکنیکی برای افزایش سود خود استفاده می‌کنند؛ از جمله روش ‌هایی که کمپانی‌های صنعت فشن اتخاذ کرده اند انتقال محل تولید محصولاتشان به کشور‌های فقیر است. کمپانی‌ها در این کشور‌ها با دادن دستمزد ناچیز به کارگران و استفاده از مواد اولیه ارزان مثل پنبه و الیاف مصنوعی، می‌توانند قیمت های خود را به طرز چشم گیری کاهش داده و به موازی آن بر فروش خود بی‌افزایند. این کشور‌های فقیر که در طول قرن‌‌‌های گذشته توسط دول اروپایی استعمار و استثمار شده بودند امروز نیز به نوع دیگری زیر یوغ دول غربی و کمپانی‌های چند ملیتی هستند و به دلیل ضعف مفرطی که در حوزه اقتصادی دارند چاره‌ای جز پذیرش تمامی شرایط تحمیلی به خود را نداشته و برای به دست آوردن مبلغی ناچیز مجبور به بردگی کشور‌های غربی هستند.

از جمله کشور‌هایی که بیش از دیگر کشورها آسیب جدی به آن وارد شده کشور مسلمان بنگلادش است. بنگلادش 128 میلیونی در صادرات لباس، رتبه دوم جهانی را داراست. صنعت 26 میلیارد دلاری لباس بنگلادش، 80 درصد صادرات این کشور را تشکیل می‌دهد. بین 4 تا 5 میلیون نفر در 5000 هزار کارخانه تولید پوشاک مشغول به کار هستند که بیش از 80 درصد آنان زنان هستند. گفتنی است که بنگلادش در اواخر قرن بیستم شرایط کاملا متفاوتی با امروز داشته است به گفته استاد دانشگاه جهانگیرنگار  «بنگلادش تا پیش از سالهای میانی ۱۹۸۰ با صنعت پوشاک درگیر نبوده است. این تولید الیاف کنف بود که در ردۀ نخست ثروت کشور قرار داشت. پس از حضور و راهبری صندوق جهانی پول (IMF) و بانک جهانی بود که برنامه های خصوصی سازی و کاستن از حمایتهای دولتی آغاز شد و نتیجه‌اش رشد ناگهانی بیکاری، گرایش گسترده به واردات و نابودی صنایع محلی بود. دیوانسالاران حزب‌های قدرتمند سیاسی، ارتشیان، درجه داران پلیس و فرزندان خانواده های مرفه به استقبال این فرصت طلایی شتافتند.»

در سال‌های اخیر، شرکت‌های فعال در صنعت فشن از طریق تحمیل قراردادهای مختلف به شرکت‌های واقع در این کشور‌ نظرات خود را به آنان تحمیل می‌کنند. این کمپانی‌ها حداقل امکانات عادی را از کارگران بنگلادشی دریغ کرده و با بی‌رحمی تمام، کارگران را به بردگی خود درآورده اند. برندهای معروفی نظیر، گپ(Gap)، والمارت(Walmart)، زارا(Zara)، اِچ اند اِم(H&M)، لاسنزا(La Senza)، ویکتوریا سکرت(Victoria's Secret)، رالف لاورن(Ralph Lauren) و بسیاری دیگر از کمپانی‌های نامی محصولات خود را در این کشور تولید می‌کنند. این کار موجب می‌شود مسئولیت هر گونه اتفاقی از دوش این برند‌ها برداشته شده و مشکلات احتمالی‌ که در شرکت‌های طرف قراردادشان پیش می‌آید به آن‌ها منتقل نشود.

حقوق پایین، محیط نا امن کاری و رعایت نشدن استاندارد‌های لازم در کارخانه ‌های تولید پوشاک در سال‌های اخیر مشکلات فراوانی را برای مردمان این کشور به وجود آورده است. در سال 2005 میلادی کارخانه‌ای که مشغول تولید سفارشات لاسنزا بود به دلیل فقدان مسائل ایمنی 64 نفر را به کام مرگ کشاند. کمپانی والمارت در سال 2008 میلادی به ازای 19 ساعت کار، ماهانه تنها 20 دلار به کارگران پرداخت می‌کرد. در نوامبر سال 2012 میلادی بر اثر آتش سوزی در کارخانه‌‌ تزرین فشن(Tazreen Fashions) در داکا 112 نفر کشته شدند. در این کارخانه  سه هزار کارگر که اکثر آنان از زنان جوان  فقیر روستاهای اطراف بودند صرفا برای گرفتن ۳۰ یورو در ماه قربانی شرکت‌های نامداری چون دیسنی (Disney)، والمارت و گروه فرانسوی تدی اسمیت (Teddy Smith) شدند.  در این کارخانه فرآورده هایی کبه شدت قابل اشتعال بودند در زیرزمین این ساختمان و درکنار راه پله ها قرار داده شده بودند و راه‌های گریز در ساختمان نیز برای جلوگیری از دستبرد به کالاها بسته شده بود،که پیامد این بی‌تفاوتی منتج به آن شد که قربانیان زنده زنده در اتش سوختند و یا از پنجره‌ها سقوط کردند.

بدترین فاجعه در قطب صنعت برده‌داری فشن، مربوط به سال 2013 میلادی است. در این سال کارخانه‌ نساجی رانا پلازا(Rana Plaza) به دلیل فرسودگی و  نداشتن حداقل الزامات ایمنی دچار حریق و سپس تخریب شد که این مسئله منجر به کشته شدن 1134 نفر از کارگران که عموم آنان از زنان فقیر بودند شد. این حادثه، اعتراض‌ها و راهپیمایی‌های فراوانی را در اعتراض به شرایط ناامن محیط‌های کاری و استثمار کارگران از سوی شرکت‌های چند ملیتی در داخل و خارج آن کشور در پی داشت که عموم این اعتراضات متاسفانه بعد از گذشت چند سال مثمر ثمر نبود و همچنان آتش سوزی‌ها و تخریب این دست کارخانجات ادامه دارد و در آخرین نمونه آن به سال2016 میلادی 21 نفر کشته و 70 نفر زخمی شدند.

تمام این‌ها در حالی است که کمپانی‌ها در صورت قرارداد با کارگاه‌های تولید پوشاک در کشور‌های خود باید تمامی کارگران را از بیمه بهداشت و درمان تا بازنشستگی تامین کرده و حداقل ها را برای کارگران تامین کنند اما متاسفانه فرهنگ استثمار که قرن‌هاست با  تمدن غرب عجین شده صرفا به دنبال بیشترین بهره‌گیری از ملت های ضعیف است.

موارد ذکر شده تنها بخشی از سیاهی‌ها و شقاوت‌های صنعت فشن در جهان کاپیتالیسم است. جهانی که سرمایه‌داران و صاحبان کمپانی‌های چند ملیتی برای رسیدن به سود حداکثری حاضر به انجام هر عمل بی‌شرمانه‌ای بوده و دست به هر خباثتی می‌زنند. کارگران بنگلادشی قربانی سرمایه‌دارانی هستند که با  اغواگری در سطح جهان، مدل‌های خود را بر استیج‌ها فرستاده و آنان نیز با نمایش گذاشتن لباس‌های پرزرق و برق، دانسته و یا ندانسته آحاد بشریت را در تله مصرف گرایی انداخته تا مردمان غافل از همه جا را با ولع هر چه تمام‌تر به محصولاتی که با گوشت و خون مردم بنگلادش تهیه شده است آراسته کنند و بعد از اندک استفاده‌ای نیز به دور انداخته شوند. قابل ذکر است که کلان سرمایه‌داران و کمپانی‌های صنعت فشن برای کامل کردن حلقه ثروت اندوزی خود نیازمند فروش بیشتر محصولات خود در کشور‌های توسعه یافته یا همان کشور‌های غربی هستند، به این جهت کمپانی‌های فعال در این صنعت برای به پایان رساندن حلقه تولید خود باید علاوه بر سیاست استثمار، سیاست استحمار را نیز در پیش گیرند.

محصولات تولید شده در کارخانه‌‌های ناامن بنگلادش که در فروشگاه‌‌های لوکس H&M در حال فروش است



استحمار صنعت فشن از کشور‌های شمالی

برای پیاده سازی سیاست استحمار که هدف نهایی آن فروش هر چه بیشتر محصولات تولید شده در کشور‌هایی نظیر بنگلادش است، ابرسرمایه‌داران صنعت فشن با توسل به قدرت رسانه، سعی دارند که به روز بودن و مانند مد روز رفتار کردن را تبدیل به بخشی از هویت وجودی مردم کرده تا بتوانند هر گاه که اراده کردند محصولات خود را در کمترین زمان ممکن به فروش برسانند. آنان برای تحقق بخشیدن این مسئله انواع تولیدات خود را بر تن مانکن‌ها و مشاهیر عمومی کرده و به شکل هفتگی، ماهانه، فصلی و سالانه آنان را به بازار عرضه می‌کنند و مردمانی که دل در گرو مدل‌های محبوب خود دارند و توسط اسلحه تبلیغات و انواع شامورتی بازی‌ها نظیر حراج ‌‌های گوناگون به استحمار درآمده اند نیز ناخودآگاه در درون خود غلیانی از احساسات را حس کرده و برای خرید محصولات تبلیغ شده کمپانی‌های مشهور و نامی تحریک می شوند.

متاسفانه تلاش‌های چند ده ساله این کمپانی‌ها نه تنها در کشور‌های غربی بلکه  در کشور‌های دیگر دنیا نیز به ثمر نشسته است و امروزه  مد و فشن در تمامی نقاط جهان جزء جدایی ناپذیر سبک زندگی تمامی آحاد مردم جهان شده است و این مقوله معضلات بسیار زیادی در حوزه فرهنگی و اجتماعی را برای بشریت به بار آورده است.

در مورد این موضوع، کارگردان معروف سینمای آمریکا، دیوید فرانکل(David Frankel) در سال 2006 میلادی فیلمی تحت عنوان "شیطان پرادا می‌پوشد" (The Devil Wears Prada) را در انتقاد از صنعت فشن تولید کرد و آن را به نمایش گذاشت.

در این فیلم، فرانکل با رویکردی انتقادی و طنز آلود به صنعت فشن، بخشی از استحمار و شقاوت دست اندرکاران رسانه‌ای این صنعت را به نمایش گذاشته است. کارگردان در این فیلم با روگرفتی از مجله مشهور وگ (Vogue magazine) که مجله ای فعال در صنعت فشن است، از شخصیت آنا وینتور (Anna Wintour)، الهام گرفته است.مجله وگ مجله‌ای است با قدمت 124 ساله. به جرأت می‌توان این مجله را یکی از فرمانروایان سرنوشت ساز جهان فشن دانست که در جهت دادن به سبک زندگی مردم و دیکته کردن هر نوع الگویی به جهانیان متبحر است. وگ به دلیل اعتبار بیش از یک قرنی خود، طرفداران زیادی را جذب حود کرده و میلیون‌ها زن جوان آرزوی فعالیت در این مجله را دارند. اعتبار مجله تا آن حد است که به سادگی می‌تواند هر گونه استعدادی را به اوج برده و یا آن را به چاه ذلت برساند. امری که فرانکل نیز در فیلم خود آن را به خوبی نشان می‌دهد.

در واقع مساله این است که کارگردان با ساخت چنین فیلمی علاوه بر به تصویر کشیدن فضای رسانه‌ای صنعت فشن نقدهای خود را در قالب فیلم سینمایی به مخاطب بیان کرده است. در این فیلم دختری به نام آندرا که اساسا میل و رغبتی به مد ندارد و صرفا به دنبال پیدا کردن کار و افزایش تجربه است وارد این حوزه شده و آرام آرام به دلیل مشغله زیاد، تمامی دوستان و گذشته خود را از دست می‌دهد. جدای از به تصویر کشیدن تلخی فعالیت در این صنعت که علی‌رغم ظاهر زیبای آن روح آدمی را سخت و کدر می‌کند کارگردان به طور گذرا به مسئله تبدیل شدن  لاغری و زیبایی در صنعت فشن در بین بسیاری از دختران و زنان به یک ارزش نیز اشاره می‌کند.

متاسفانه شیوه  الگوسازی کمپانی‌ها و رسانه‌های فعال در صنعت فشن، پوشاندن انواع لباس‌ها بر تن مدل‌ها و مانکن‌ها است. جثه لاغر اندام مدل‌ها موجب شده است تا بسیاری از دختران جهان غرب و حتی شرق به دلیل این همانی سازی خود با مدل‌ها دچار معضلات جسمی و روانی شده و با اختلالات گوناگونی مواجه شوند.

از جمله اختلال‌‌های شایع در این عرصه، اختلال خوردن است. به نظر می‌رسد هر چه الگوی مد و تصاویر تلویزیونی زنان کوچک‌تر می‌شود دختران نوجوان ناخرسندتر می‌شوند. طبق یکی از مهمترین تحقیقات انجام شده هم اکنون تنها 15 درصد دختران از آنچه هستند احساس خوبی دارند و کمتر کسی با این نکته مخالف است که اختلال‌های خوردن در زنان به دلیل هویت نقش جنسی شایع تر است یا در آماری دیگر سه و نیم میلیون نفر از زنان در کشور انگلیس دچار اختلال خوردن هستند.

متاسفانه استحمار صنعت فشن که در طول استثمار این صنعت و با هدف افزایش فروش محصولات کمپانی‌های نامی بوده، قربانی‌های زیادی را تا کنون گرفته است. امروزه کلان سرمایه‌داران جهانی و حامیان اقتصاد لیبرالی نه تنها کارگران بنگلادشی و هندی و چینی را به بردگی خود در آورده و رحمی به آنان نمی‌کنند بلکه تمامی مردم جهان و به طور خاص شهروندان اروپایی و آمریکایی را نیز تحت این ظلم گسترده قرار داده اند، اعترافی که کارگردان فیلم شیطان پرادا می‌پوشد نیز به شکل بسیار تلطیف شده ای به تصویر کشیده است.



نتیجه‌گیری

صحبت انتقادی از دنیای به شدت خوش رنگ و لعاب فشن و بیان ابعاد پنهان این صنعت به دلیل ظاهر فریبکار آن امری بسیار سخت تلقی می‌شود و دشوار‌تر از آن این است که بتوان افکار عمومی جامعه را  به این باور رساند که در پس پرده صنعت فشن و یا مد با دنیایی به شدت خشن، بی‌رحم و به غایت استثمارگر مواجهیم که در قرن 21 پرچم دار برده‌داری مدرن است. هر چند آگاه سازی در این باره بسیار سخت است اما گام اول برای نشان دادن شقاوت سرمایه‌گذاران این صنعت روشن‌گری و روشن کردن بخش در سایه قرار گرفته صنعت فشن است. صحبت از بنگلادش و کشور‌های فقیر که تحت سلطه صنعت استثمارگران قرار دارند و بعد از آن استحمار جهانیان توسط صاحبان این صنعت که مبارزه با آن به مراتب سخت تر و پرفراز و نشیب از مسئله استثمار است به ذکاوت و زیرکی فراوان در حوزه رسانه نیاز دارد.  آگاه سازی درباره کمپانی‌هایی که محصولات آنان از گوشت و خون  مردمان مسلمان بنگلادش و امثال آنها تهیه شده و همچنین بصیرت افزایی برای مردمانی که شوق فراوانی برای به دست آوردن لباس‌های مدام در حال به روز شدن دارند،  گام نخست برای رهایی از حصار استثمار و استحمار است



[1] http://www.investopedia.com/terms/f/fast-fashion.asp

[2] https://books.google.com/books?id=e3Sd_mikSP4C&pg=PA7#v=onepage&q&f=false

[3] http://www.thefashionglobe.com/modern-day-slavery-in-the-fashion-industry

[4] https://fashionunited.com/global-fashion-industry-statistics

[5] https://www.dandc.eu/en/article/working-conditions-bangladeshi-seamstresses-are-often-poor-even-when-expensive-branded

[6] https://ir.mondediplo.com/article2017.html

[7] http://www.therichest.com/rich-list/most-shocking/10-major-clothing-brands-caught-in-shocking-sweatshop-scandals/

[8] http://www.nytimes.com/2012/11/26/world/asia/bangladesh-fire-kills-more-than-100-and-injures-many.html

[9] http://www.imdb.com/title/tt0458352/

[10] https://web.archive.org/web/20061116035153/http://enjoyment.independent.co.uk/film/reviews/

[11] روانشناسی مرضی کودک، ترجمه محد مظفری مکی آبادی، صفحه 505

[12] https://i-d.vice.com/en_gb/article/how-the-fashion-industry-affects-the-bodies-of-young-women

 
مجموعه مربوطه سبک زندگی

برچسب ها

ابر سربازان آینده؛ آخرین نسل از سلاح‌های زیستی

 

بشر از ابتدای تاریخ، همیشه در جست‌وجوی راهی بوده تا به مدد آن از محدودیت‌های کالبد مادی‌اش عبور کرده و به قدرتی فرا انسانی دست یابد.
تاریخچه­ تقویت قوای بدنی جنگجویان و سربازان، قدمتی هم‌سنگ با تاریخچه­ جنگ بر روی کره­ خاکی دارد. تاریخچه‌­ای که ابتدای آن شاید فاصله چندانی با هبوط بشر بر این سیاره خاکی نداشته باشد.

حضور قهرمانان  رویین­تن در گوشه گوشه­ اساطیر ملل مختلف، از اسفندیار در شاهنامه­ حکیم طوس گرفته تا آشیل، جنگجوی رویین­تن در حماسه­ هومر و زیگفرید در اسطوره‌های اسکاندیناوی؛ همه گواهی هستند بر این حقیقت که بشر از ابتدای تاریخ، همیشه در جست‌وجوی راهی بوده تا به مدد آن از محدودیت­‌های کالبد مادی‌اش عبور کرده و به قدرتی فرا انسانی دست یابد.

هانس موراوک، از پیش‌گامان علوم روباتیک در کتاب خود با عنوان «روبات؛ از کالبد ماشینی تا ذهن متعالی» ضمن انعکاس نظرهای وینج و کورزویل، آینده­ای آرمان‌شهرانه تحت‌سلطه‌ روبات‌ها و فناوری‌های زیستی برای بشر پیش‌بینی می‌کند. از منظر زیست‌فناوری نیز پیش‌بینی‌های متعددی برای حیات پسا انسانی نژاد بشر انجام گرفته است.

سلاح بیولوژیک در تعریف کلاسیک خود به پاتوژن‌های طبیعی یا دست‌کاری‌شده‌ کشنده‌ای اطلاق می‌شود که به‌عنوان سلاح کشتارجمعی مورداستفاده قرار می‌گیرند. ولی در آینده­ نزدیک نیروهای نظامی به مدد زیست‌فناوری به توانایی‌های آفندی و پدافندی نوینی مجهز خواهند شد؛ که لزوماً کشنده نیستند.

«هانس موراوک»، از پیش‌گامان علوم روباتیک در کتاب خود با عنوان «روبات؛ از کالبد ماشینی تا ذهن متعالی» ضمن انعکاس نظرهای وینج و کورزویل، آینده­ای آرمان‌شهرانه تحت‌سلطه‌ روبات‌ها و فناوری‌های زیستی برای بشر پیش‌بینی می‌کند.

بشر اومانیست غربی برای گریز از مرگی - که به نظر او پایان جهان است - تلاش کرده تا جاودانگی را در همین جهان مادی برای خود رقم بزند و اگر در چهارمین انقلاب علمی خود بر قله زیست‌فناوری می­‌ایستد، باز هم در جست‌وجوی همان جاودانگی است؛ ولی این بار، با طعم فناوری.

ونور وینچ، ریاضی‌دان و نویسنده­ آثار علمی-تخیلی، این تحول را «غرابت» نامیده و بر این باور است که در نهایت ممکن است به انقراض جسمانی نژاد بشر منجر شود.

ریموند کورزویل، کارشناس هوش مصنوعی، انتقال ذهن انسان‌ها به روبات‌های نامیرا، مرحله­ بعدی تکامل را فراهم می‌آورد. این دیدگاه، شبیه آثار علمی-تخیلی به نظر می‌رسد؛ اما کورزویل در کتاب سال 1999 خود با عنوان «عصر ماشین‌های دارای روح» این موضوع را به‌عنوان یک واقعیت علمی اجتناب‌ناپذیر بیان می‌کند.

دارپا افرادی هم‌چون «سیمون کانوی» را به پشت دیوارهای امنیتی خود راه داده تا از فعالیت‌‌­های آن‌ها گزارش تهیه کند. این رویه نشان از آن دارد که احتمالاً دارپا به نتایج مهمی دست پیدا کرده و قصد دارد با این سیاست­‌های رسانه­‌ای افکار عمومی را برای پذیرش جهان آینده آماده کند.

ارتش ایالات‌متحده‌ تأسیس شده و دفتر مرکزی آن در دانشگاه کالیفرنیا واقع شده است. ازجمله‌ اهداف پژوهشی که در این مؤسسه در حال پیگیری است، می‌توان به مواردی هم‌چون طراحی یونیفرم‌های نظامی ارگانیک باقابلیت تغییر رنگ برای استتار، سخت شدن پوسته خارجی اشاره کرد.

دارپا، یک سازمان تحقیقاتی و فن‌آوری است؛ که در سال 1958 زیر نظر وزارت دفاع ایالات‌متحده تأسیس شد و وظیفه­ آن، توسعه و ساخت فن‌آوری‌های نوین برای استفاده ارتش آمریکاست. به‌جرئت می‌­توان گفت که دارپا، یکه‌­تاز عرصه فناوری­‌هایی است که قرار است سربازان آینده را به موجوداتی فرا انسانی تبدیل کند.

دکتر «مارک روث»، پژوهش‌گر مؤسسه تحقیقات سرطان «فرد هاچینسون» توانسته با استفاده از تنظیم سولفید هیدروژن در هوای تنفسی موش‌­ها و کرم‌های حلقوی، مسیرهای دسترسی سلول‌های بدن این جانداران به اکسیژن را مسدود کند.

دارپا به‌ عنوان یکی از کلیدی‌ترین سازمان‌­های تحقیقات ارتش آمریکا، چند سالی است که چرخش آشکاری در استراتژی‌های نظامی خود ایجاد کرده است. مدیران و استراتژیک‌های پنتاگون چند سالی است که در پی خلق ماشین‌های  کشتار زنده‌­ای هستند که از حیث فیزیکی و عصبی نسبت به نمونه‌های موجود، ارتقا یافته تر باشند.

کارشناسان بسیاری در حوز‌ه‌های مختلف فن‌آوری - با توجه به پیشرفت‌های کنونی در فن‌آوری‌های مرتبط با تحول حیات و سازوکارهای حیاتی انسان - پیش‌‌بینی‌های متعدد و کم‌وبیش مشابهی را مطرح کرده‌اند.

انستیتوی A&M دانشگاه تگزاس به خاطر نتایج موفقیت‌آمیز پژوهش‌­های خود در زمینه بهبود سریع جراحات و افزایش ضریب حیات سربازان در میدان نبرد موفق به دریافت بودجه‌‌ای معادل ۹.۹ میلیون دلار از سوی دارپا شده است. در روش ابداع‌شده از سوی این مؤسسه، زمان طلایی برای انجام احیای مصدومان تا شش ساعت افزایش یافته و بدین ترتیب، فرصت بیش‌تری در اختیار نیروهای امدادی برای رسیدگی به مجروحین قرار می‌دهد.

کانوی در سخنرانی از دارویی خبر می‌دهد که بر روی خلبانان بالگردهای ارتش آمریکا آزمایش‌شده و به آن‌ها این امکان را می‌­دهد تا بیش از چهل ساعت به‌صورت مداوم پرواز کنند و درعین‌حال، سطح هوشیاری و تمرکز خود را نیز حتی بعد از دو شبانه‌ روز فعالیت مستمر بدون استراحت، در وضعیت خوبی نگه‌دارند.

گریگوری استاک در کتاب خود تحت عنوان «متا انسان؛ ادغام انسان‌ها و ماشین‌ها، به‌منظور ایجاد ابر موجودات زنده جهانی» پیش‌بینی می‌کند که گونه­ انسان از طریق باز مهندسی ژنتیک به کمال پسا انسانی دست خواهد یافت.

مؤسسه همکاری‌های زیست‌فناوری کالیفرنیا ازجمله‌ این مراکز نظامی است که در سال 2003 با بودجه­ اولیه­ پنجاه میلیون دلاری، توسط ارتش ایالات‌متحده‌ تأسیس شده و دفتر مرکزی آن در دانشگاه کالیفرنیا واقع شده است.

بشر در طول این جست‌وجوی چند هزارساله، گاه با جادو و جادوگری و علوم غریبه تلاش کرده از این سد عبور کند، گاه به کمک معجون‌ها و داروهای انرژی‌زا و توهم‌انگیز و گاه باقدرت ذهن، عرفان و سلوک مخصوص سلحشوران و جنگاوران باستانی. در عصر حاضر نیز بشر مسلح به سلاح علم و فن‌آوری، تلاش کرده تا با کمک امکاناتی که دانش در اختیارش قرار می‌دهد، به‌جای خلق افسانه­‌ها و اساطیر، به آن‌ها واقعیتی عینی ببخشد.تحلیل جریان‌های علمی معاصر که در پی عبور دادن انسان از کالبد مادی او و ورودش به جهان فرا انسانی هستند، مستلزم مقدماتی است که به‌ ناچار به فلسفه و علوم استراتژیک و بعضاً مباحث ایدئولوژیک نقب می‌زند؛ که البته در مورد تکنیک و فن‌آوری در جهان غرب مسئله­ چندان غریب و تازه‌ای نیست. تکنیک و فن‌آوری در تمدن غرب، با کل یکپارچه این تمدن درهم‌ آمیخته است. در تمدن غرب، تکنیک میوه­ درختی است که شاخه­ آن دانش، تنه‌اش فلسفه غرب و ریشه‌اش فیزیک و متافیزیک تمدن غرب است. این کل یکپارچه­ درهم‌ پیچیده، سبب می­‌شود تا تحلیل تکنیک و فن‌آوری در تمدن غربی از ادبیات فلسفی تفکیک‌ناپذیر باشد؛ که در خلال این سطور به‌اجمال موردبررسی قرار خواهد گرفت.

با نگاهی اجمالی با سیر فن‌آوری‌های مرتبط با انسان و کالبد مادی او در تمدن غرب می‌توان به گزاره‌های انکارناپذیری در مورد سمت‌ و سوی پیشرفت تکنولوژی در تمدن انسان اومانیست غربی و افق‌های استراتژیک آن دست یافت. بشر اومانیست غربی برای گریز از مرگی - که به نظر او پایان جهان است - تلاش کرده تا جاودانگی را در همین جهان مادی برای خود رقم بزند و اگر در چهارمین انقلاب علمی خود بر قله زیست‌فناوری می‌ایستد، باز هم در جست‌وجوی همان جاودانگی است؛ ولی این بار، با طعم فن‌آوری.

در اولین آرمان‌شهرهای تکنولوژیک ترسیم‌ شده در ذهن اندیشمندان تمدن غرب، جسم انسان کاملاً بی‌اعتبار بود و در مقابل، ذهن وی اصالت داشت و منبع هویت او به‌حساب می‌­آمد. با تولد علوم داده‌ورزی و رباتیک، دانشمندان فناوری غربی، آرمان­‌شهرهایی را وعده می‌دادند که در آن‌ها ذهن انسان از بدن شکننده و دارای محدودیت‌های فیزیکی وی جدا و در مغز مصنوعی یک رایانه و یا یک سایبورگ نیمه‌انسان-نیمه‌ماشین بارگذاری شده و به‌این‌ترتیب، پسا انسان فناناپذیری ایجاد خواهد شد که فارغ از درد و محدودیت‌های متداول زندگی انسانی قادر است به سطح جدیدی از زندگی دست یابد.

کارشناسان بسیاری در حوزه­‌های مختلف فن‌آوری - با توجه به پیشرفت‌های کنونی در فن‌آوری‌های مرتبط با تحول حیات و سازوکارهای حیاتی انسان - پیش­بینی‌های متعدد و کم‌وبیش مشابهی را مطرح کرده‌اند. به گفته «ریموند کورزویل»[1]، کارشناس هوش مصنوعی، انتقال ذهن انسان­ها به روبات‌های نامیرا، مرحله­ بعدی تکامل را فراهم می‌آورد. (سنتزی از ماشین؛ انسان فناناپذیر؛ روبوساپین‌ها)[2]این دیدگاه، شبیه آثار علمی-تخیلی به نظر می­رسد؛ اما کورزویل در کتاب سال 1999 خود با عنوان «عصر ماشین‌های دارای روح»[3] این موضوع را به‌عنوان یک واقعیت علمی اجتناب‌ناپذیر بیان می­کند. «ونور وینچ»[4]، ریاضی‌دان و نویسنده­ آثار علمی-تخیلی، این تحول را «غرابت»[5] نامیده و بر این باور است که در نهایت ممکن است به انقراض جسمانی نژاد بشر منجر شود.

«هانس موراوک»[6]، از پیش‌گامان علوم روباتیک در کتاب خود با عنوان «روبات؛ از کالبد ماشینی تا ذهن متعالی»[7] ضمن انعکاس نظرهای وینج و کورزویل، آینده­ای آرمان‌شهرانه تحت‌سلطه‌ روبات‌ها و فن‌آوری­های زیستی برای بشر پیش‌بینی می‌کند. از منظر زیست‌ فناوری نیز پیش­‌بینی­‌های متعددی برای حیات پسا انسانی نژاد بشر انجام گرفته است؛ که ازجمله‌ آن‌ها می‌توان به پیش‌بینی «گریگوری استاک»[8] در کتاب خود تحت عنوان «متا انسان؛ ادغام انسان‌ها و ماشین‌ها، به‌منظور ایجاد ابر موجودات زنده جهانی»[9] اشاره کرد. در این کتاب پیش­بینی می­شود که گونه­ انسان از طریق باز مهندسی ژنتیک به کمال پسا انسانی دست خواهد یافت.[10]

با تکمیل نقشه­ ژنوم انسان در ابتدای هزاره­ سوم میلادی و به دنبال آن با توسعه­ فناوری‌­های زیستی مرتبط با دست ورزی ژنتیک، متفکرین آینده‌پژوه تمدن غرب آرمان‌­شهر جدیدی را در پیش دیدگاه خود گستراندند. خط‌ مشی زیست‌ فناوری در این دیدگاه جدید درست در نقطه­ مقابل رویکرد فناوری سایبورگ، ولی با همان اهداف بود. پیشگامان فناوری سایبورگ می‌کوشیدند کالبدِ - به‌ظن خود - ضعیف و پر نقص انسان را با به‌کارگیری اجزای الکترونیکی و مکانیکی ارتقا بخشند. در مقابل، زیست‌فناوری با آن‌که در ناقص بودن کالبد انسانی با همتایان خود در فناوری سایبورگ هم‌نظر بودند، اما راه‌حل را در ارتقای کالبد انسانی از طریق فرآیندهای بیولوژیک می ­دانستند. امروزه این دسته از زیست­فناوران پیشرو در تلاش‌اند تا به کمک مهندسی مسیرهای تکوین موجودات زنده، در سطح مولکولی، گونه‌های موجود را ارتقا بخشند.

مهندسی زیستی در خدمت خلق ابر سربازان فرا انسانی

سلاح بیولوژیک در تعریف کلاسیک خود به پاتوژن‌های طبیعی یا دست‌کاری‌شده‌ کشنده­ای اطلاق می‌شود که به‌عنوان سلاح کشتارجمعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. ولی در آینده­ نزدیک نیروهای نظامی به مدد زیست‌فناوری به توانایی­‌های آفندی و پدافندی نوینی مجهز خواهند شد؛ که لزوماً کشنده نیستند. تأثیر بخش‌­های نظامی در توسعه­ زیست‌فناوری به حدی چشم‌گیر است که به عقیده­ بسیاری، امروزه پیشرفته‌­ترین و پیچیده‌­ترین ایده­‌های زیست‌فناوری، نه به‌وسیله دانشمندان و محققین دانشگاهی، بلکه به‌وسیله لابراتوارهای مراکز نظامی و تحت تدابیر شدید امنیتی و دور از دسترس افکار عمومی در حال انجام هستند. «مؤسسه همکاری‌های زیست‌فناوری کالیفرنیا»[11] ازجمله‌ این مراکز نظامی است که در سال 2003 با بودجه­ اولیه­ پنجاه میلیون دلاری، توسط ارتش ایالات‌متحده‌ تأسیس شده و دفتر مرکزی آن در دانشگاه کالیفرنیا واقع شده است. ازجمله‌ اهداف پژوهشی که در این مؤسسه در حال پیگیری است، می‌توان به مواردی همچون طراحی یونیفرم‌های نظامی ارگانیک باقابلیت تغییر رنگ برای استتار، سخت شدن پوسته خارجی در برابر اصابت گلوله، نامریی کردن سربازان در برابر سانسورها و یا طراحی ماشین‌های زرهی با پوشش خودترمیم‌شونده، طراحی پوشش‌های انسانی ضدگلوله و خودترمیم‌شونده، تولید میکروارگانیسم‌های خورنده لاستیک، شیشه و فلز اشاره کرد.[12]



در حال حاضر، یکی از اهداف بلندمدت بخش‌­های نظامی در حوزه­ تسلیحات بر پایه­ زیست‌فناوری، کاهش استفاده از سلاح‌های بیولوژیک کشنده­ کلاسیک و در مقابل، تمرکز بر افزایش کارایی بدن سربازان است. در همین رابطه، نشریه­ Star 21 در سال 2001 گزارشی را با عنوان «فناوری­های استراتژیک برای ارتش قرن 21» منتشر کرده است؛ که بر طبق آن، کمیته­ علم و فن‌آوری ارتش به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های شورای تحقیقات ملی آمریکا در حال پیگیری برنامه­ جاه‌طلبانه‌ای است که به‌موجب آن بتوان کالبد سربازان را از طریق فرآیندهای مهندسی ژنتیک، ویرایش و بازآرایی ژنی و هم‌چنین الحاق سلول از گونه‌های متفاوت ارتقا بخشیده و به نسلی از ابر سربازان دست یافت. نویسنده این مقاله معتقد است که احتمالاً در آینده سربازان نیروهای ویژه­ ارتش آمریکا، برای کسب صفات دفاعی و هم‌چنین کسب ویژگی‌های مناسب برای عملیات نظامی مخفیانه، به‌صورت زیستی باز مهندسی خواهند شد.[13]

در حال حاضر، در اکثر گزارش‌ها و اسنادی که در رابطه با پروژه­ ابر سربازان ارتش‌های آینده منتشر می­‌شوند، یک نام بیش‌تر از سایر مراکز تحقیقاتی دیگر به چشم می‌خورد؛ «سازمان پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته­ دفاعی»[14] یا به‌اختصار «دارپا».دارپا، یک سازمان تحقیقاتی و فناوری است؛ که در سال 1958 زیر نظر وزارت دفاع ایالات‌متحده تأسیس شد و وظیفه­ آن، توسعه و ساخت فناوری‌های نوین برای استفاده ارتش آمریکاست. به‌جرئت می‌توان گفت که دارپا، یکه‌تاز عرصه فناوری‌هایی است که قرار است سربازان آینده را به موجوداتی فرا انسانی تبدیل کند. شواهدی که در این مقاله به آن‌ها اشاره خواهد شد، تنها گوشه‌ای از فعالیت­‌های عظیم و سرمایه­‌گذاری­‌های کلانی است که توسط این سازمان علمی نظامی مدیریت می‌شود.[15]



دارپا به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین سازمان‌های تحقیقات ارتش آمریکا، چند سالی است که چرخش آشکاری در استراتژی‌های نظامی خود ایجاد کرده است. مدیران و استراتژیک‌های پنتاگون چند سالی است که در پی خلق ماشین‌های کشتار زنده‌­ای هستند که از حیث فیزیکی و عصبی نسبت به نمونه‌های موجود، ارتقا یافته تر باشند.[16] سربازان آینده از قدرت عضلانی و هماهنگ عصب و عضله و قدرت واکنش و ضریب هوشی بیشتری برخوردار خواهند بود. جراحت‌های بدن آنان با سرعتی به‌مراتب بیش‌تر از یک انسان معمولی بهبود خواهد یافت. به ‌میزان کم‌تری از غذا و استراحت نیاز خواهند داشت. درد کم‌تری حس می‌کنند و حتی ترس و عواطف انسانی کم‌تری را بروز خواهند داد.[17]

امروزه، تمرکز بر این راهبرد نظامی به حدی افزایش‌یافته که بر طبق اسناد موجود، پنتاگون سالانه چهارصد میلیون دلار برای تقویت و بهبود توان رزمی سربازان خود هزینه می‌کند؛ که از این میان، سهم قابل‌توجهی از این بودجه صرف پژوهش‌هایی میشود که پایه­ آن‌ها مهندسی ژنتیک و دست‌ورزی ژنی است. به‌عنوان ‌مثال، در همین مورد، بنا به اعلام مؤسسه­ پژوهشی Board - وابسته به دانشگاه MIT - این مؤسسه بودجه‌ای معادل 32 میلیون دلار را از دارپا دریافت کرده؛ تا فرآیندهای مرتبط با طراحی و تولید DNA نوترکیب را توسعه دهد.[18] پژوهش‌های مرتبط ایجاد ابر سربازان در دارپا را می‌توان در سه حوزه­ اصلی افزایش راندمان تولید انرژی در بدن سربازان و افزایش ساعات فعالیت مستمر، افزایش سرعت ترمیم آسیب‌های ناشی از جراحات جنگی و درنهایت، کاهش میزان ترس و حس درد در سیستم عصبی طبقه‌بندی کرد.[19

این استراتژی نوین تا حدی با موفقیت همراه بوده است؛ که حتی خود دارپا نیز افرادی همچون «سیمون کانوی» را به پشت دیوارهای امنیتی خود راه داده تا از فعالیت‌‌­های آن‌ها گزارش تهیه کند. این رویه نشان از آن دارد که احتمالاً دارپا به نتایج مهمی دست پیداکرده و قصد دارد با این سیاست‌های رسانه‌ای افکار عمومی را برای پذیرش جهان آینده آماده کند.مراکز تحقیقاتی تحت نظارت دارپا، در حال پژوهش روی ژن‌هایی هستند که فعالیت این ژن‌ها به سربازان این امکان را می‌­دهد که چربی‌های بدن خود را با کارایی به‌مراتب بیشتری به انرژی تبدیل کنند. سربازانی با این نوع ژن‌های مهندسی‌ شده، قادرند روزهای متمادی بدون نیاز به مصرف غذا در صحنه‌ درگیری حضور داشته باشند و علاوه بر آن، جیره­ غذایی آن‌ها فضای کمتری را در تجهیزات سنگین و حجیم‌شان اشغال خواهد کرد.[20

پس از اعلام نتایج موفقیت‌آمیز در مورد کودکی که انگشت خود را ازدست‌داده بود و به کمک فناوری‌های کشت سلولی و تغییر مسیرهای سیگنالینگ در بافت آسیب‌دیده، بافت انگشت او مجدداً رشد کرده بود، مسئولین دارپا نیز هزینه زیادی را به پژوهش‌هایی اختصاص داده‌اند که هدف آن‌ها یافتن مکانیسم‌هایی بود که می­‌توانست این فرآیند ترمیمی را در بزرگسالان نیز فعال کند.[21]به گفته کانوی، یکی از جدیدترین موفقیت‌های دارپا، یافتن مکانیسم‌های ژنی است که می­‌توانند محرک‌­های خواب در انسان را خاموش کنند. کانوی از دارویی خبر می‌دهد که بر روی خلبانان بالگردهای ارتش آمریکا آزمایش‌شده و به آنها این امکان را می‌دهد تا بیش از چهل ساعت به‌صورت مداوم پرواز کنند و درعین‌حال، سطح هوشیاری و تمرکز خود را نیز حتی بعد از دو شبانه‌روز فعالیت مستمر بدون استراحت، در وضعیت خوبی نگه‌دارند.

بر طبق اظهارنظرهای رسمی انجام‌شده از سوی مراکز تحقیقاتی معتبر، برنامه‌های دارپا در زمینهٔ بهبود سریع جراحات و افزایش ضریب حیات سربازان در میدان نبرد نیز به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یافته است. بر همین اساس، انستیتوی A&M دانشگاه تگزاس به خاطر نتایج موفقیت‌آمیز پژوهش‌­های خود در این زمینه موفق به دریافت بودجه‌ای معادل ۹.۹ میلیون دلار از سوی دارپا شده است. در روش ابداع‌شده از سوی این مؤسسه، زمان طلایی برای انجام احیای مصدومان تا شش ساعت افزایش یافته و بدین ترتیب، فرصت بیشتری در اختیار نیروهای امدادی برای رسیدگی به مجروحین قرار می­‌دهد.[22] دارپا با توسعه فن‌آوری­‌هایی از این ‌دست در آینده‌ای نه‌ چندان دور سربازانی را ایجاد خواهد کرد که همچون مردگان متحرک فیلم­ های زامبی در مقابل گلوله، جراحت و خونریزی مقاوم خواهند بود و حتی با وجود زخم‌های عمیق، بازهم می‌توانند به فعالیت خود ادامه دهند.رؤیاهای علمی دارپا، حتی قرار است از این نیز فراتر رود. بر طبق گزارش‌های نشریه معتبر WIRED، یکی از پروژه‌های در حال پیگیری در این سازمان شبیه‌سازی خواب مصنوعی موجوداتی همچون سنجاب در انسان است.[23]

پژوهشگران این پروژه درصدد هستند تا از طریق مهندسی ژنتیک، آنزیم‌های پانکراسی مشترک بین انسان و سنجاب را به نحوی کنترل کنند که با استفاده از آن بتوان یک سرباز مجروح را به یک خواب مصنوعی نزدیک به کما برد؛ تا از این طریق، شدت جراحت او تا زمان رسیدن به مراکز درمانی مجهز به میزان قابل‌توجهی کاهش یابد. در همین راستا، دکتر «مارک روث»، پژوهشگر مؤسسه تحقیقات سرطان «فرد هاچینسون» توانسته با استفاده از تنظیم سولفید هیدروژن در هوای تنفسی موش‌ها و کرم‌های حلقوی، مسیرهای دسترسی سلول‌های بدن این جانداران به اکسیژن را مسدود کند.[24] نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش حاکی از آن است که فعالیت­‌های حیاتی در نمونه‌های آزمایشی به‌صورت موقتی متوقف می­‌شوند. فعالیت‌­های مغزی خاموش شده،‌ قلب از ضربان می‌­افتد و خونریزی در جراحات بافتی متوقف می‌شود. دکتر روث با همین روش توانسته با کمک تنظیم سطح سولفید هیدروژن، حتی پس از حذف شصت درصد از خون موش­‌های آزمایشگاهی، آنها را به مدت ده روز در همین شرایط نزدیک به مرگ، زنده نگه­ دارد.[25]

درواقع می‌­توان ادعا کرد که دکتر روث با این روش توانسته موجودات زنده نامیرایی ایجاد کند که در صورت تکرار بر روی انسان نتیجه­ آن ایجاد لشکری از سربازان نامیرا خواهد بود. سربازانی که مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرند، ولی نمی­‌میرند. همان‌طور که قهرمانان اساطیری هم‌چون اسفندیار و آشیل در برابر ضربات شمشیر، رویین­تن بودند. [26]پروژه‌های تحقیقاتی مرتبط با دارپا، تنها قوای دفاعی سربازان در میدان نبرد را افزایش نمی‌دهد و نتایج برخی پژوهش‌ها بر افزایش نیروی آفندی یک نیروی نظامی متمرکز شده‌اند. بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های درمانی ارتش آمریکا برای درمان ناهنجاری‌های روانی ناشی از آسیب­‌های روحی خشونت میدان نبرد - یا به‌اختصار PTSD - مورد مصرف قرار می‌گیرد.

یکی از راه‌حل­‌های مؤثر برای کاهش PTSD در سربازان، پاک کردن حافظه از خاطرات ناهنجاری است که این عوارض را در پی دارد. بر طبق گزارشی که در سال ۲۰۱۱ در نشریه ایندیپندنت منتشر شده، پروفسور «راجر پیتمن» - روانپزشک دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد - روش درمانی جدیدی را با دارویی با عنوان «پروپرانول» ابداع کرده ؛ که مصرف آن تأثیرات مخرب در حافظه را تا حد قابل‌ توجهی کاهش می­‌دهد. سیاست­گذاران دارپا  امیدوارند که با توسعه و بهبود درمان‌های دارویی از این ‌دست بتوانند سربازانی خونسرد و بی‌­رحم ایجاد کنند که خشونت میدان نبرد برای آن‌ها به‌ اندازه هیجان تماشای یک مسابقه ورزشی در یک استادیوم­ ورزشی باشد.[27]

در حال حاضر، مهندسی زیستی کالبد بدن سربازان در محور توجه سازمان­‌هایی هم‌چون دارپا قرار دارد؛ ولی بخش‌­هایی از دارپا هم‌چنان در حال پژوهش و توسعه تکنولوژی­‌هایی هستند که در بستر الکترونیک، ‌مکانیک و سایبورگ، توانایی رزمی سربازان را افزایش می­‌دهند. با توجه به موارد ذکرشده در خصوص این تکنولوژی مخوف و از ‌این ‌رو که آمریکا دشمن همیشگی ما بوده، لازم است تا چنین سازمان‌هایی مورد توجه خاص مسئولین قرار گیرند.

[1] Raymond Kurzweil

[2] Peter Menzel and Faith D’Aluisio, Robosapiens:EvolutionofaNewSpecies (Cambridge, Mass.: MIT Press, 2000)

[3] The Age of Spiritual Machines

[4] VernorVinge

[5] Singularity

[6] Hans Moravec

[7] Robot:MereMachine toTranscendentMind (1999)

[8] Gregory Stock

[9] Metaman: The Merging of Humans and Machines into a Global Superorganism (1993)

[10] Daniel Dinello, Technophobia science fiction visions of posthuman technology (university of texas press, 2005)

[11] California Institute for Collaborative Biotechnologies

[12] همان

[13] همان

[14] Defense Advanced Research Projects Agency (DARPA)

[15] DARPA Launches Biological Technologies Office, (2014) http://www.darpa.mil/news-events/2014-04-01

[16] Tyler McQuade, Battlefield Medicine, http://www.darpa.mil/program/battlefield-medicine

[17] Michael Hanlon, Super Solders the Quest for the Ultimate Human Killing Machine, (2011), http://www.independent.co.uk/news/science/super-soldiers-the-quest-for-the-ultimate-human-killing-machine-6263279.html

[18] DARPA awards $32 million contract to MIT, Broad Institute Foundry to bolster DNA design and manufacturing, Broad Institute (2015), https://www.broadinstitute.org/news/darpa-awards-32-million-contract-mit-broad-institute-foundry-bolster-dna-design-and

[19] Michael Hanlon, Super Solders the Quest for the Ultimate Human Killing Machine, (2011), http://www.independent.co.uk/news/science/super-soldiers-the-quest-for-the-ultimate-human-killing-machine-6263279.html

[20] Damien Gayle, Army of the future_ Soldiers will be able to run at Olympic speed  and won't need food or sleep with gene technology (2012), http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2187276/U-S-Army-Soldiers-able-run-Olympic-speed-wont-need-food-sleep-gene-technology.html

[21] همان

[22] همان

[23] Noah Shachtman, Squirrel = Super Soldier (WIRED, 2007) https://www.wired.com/2007/03/soldiers_if_you/

[24] Noah Shachtman, Zombie Mouse Master Extends Lifespans, ( WIRED, 2007)  https://www.wired.com/2007/12/zombie-mouse-ma/

[25] Katie Drummond, Pentagon, Zombie Pigs First, Then Hibernating Soldiers, (2009)  https://www.wired.com/2009/12/pentagon-zombie-pigs-first-then-hibernating-gis/

[26] Kristen Woodward, Could Hydrogen Sulfide Hold the Key to a Long Life, (2007), http://www.fredhutch.org/en/news/releases/2007/12/could_hydrogen.html

[27] Michael Hanlon, Super Solders the Quest for the Ultimate Human Killing Machine, (2011), http://www.independent.co.uk/news/science/super-soldiers-the-quest-for-the-ultimate-human-killing-machine-6263279.html

 

 
مجموعه مربوطه بیوتروریسم

زندگی در بطری های نستله

 

آب، مایه حیات و یا به اصطلاح امروزی «طلای آبی» یکی از ارزشمندترین منابع حال حاضر و آینده است. این منبع گران‌بها امروز به انحصار شرکت‌های بزرگ تولید آب معدنی همچون شرکت «نستله» درآمده است و در بسیاری از کشورها منابع آبی، در تملک این‌گونه شرکت‌های بزرگ قرار گرفته است. به تازگی، این تصور شکل گرفته که آب‌معدنی یک نوشیدنی سالم و مناسب است و به‌آسانی و با بسته‌بندی‌ و شکل‌های بسیار متنوع در دسترس قرار دارد. اما همان‌گونه که در تحقیقات معلوم شده، این تصور اشتباهی است؛ لذا لازم است واقعیاتی تلخ را درباره آب‌معدنی ذکر کرد تا تصویر واقعی این محصول آشکار شود.

 


مود بارلوی: «نستله (nestle) شکارچی آب است و هیچ علاقه‌ای به استفاده بهینه از سفره‌های زیرزمینی، آب چشمه و رودخانه‌ها ندارد. آن‌ها فقط تاجر آب هستند؛ برای آن‌ها آب در حکم معدن طلاست. نستله مثل زالو آب زیرزمین را مکیده و بعد می‌رود پی کارش. آن‌ها در حال شکار آخرین ته‌مانده‌های آب پاکیزه‌ دنیا هستند. در شهر کوچک پولاند، یک خانه قلعه‌مانند وجود دارد که سال 1907 به‌منظور پر کردن بطری آب ساخته شده است. آب چشمه اصلی خیلی کم شده و طبق شایعات، خشک شده است. «پولاند اسپرینگ» پرفروش‌ترین آب‌معدنی آمریکا و گل‌ سرسبد محصولات نستله در چرخه گردش مالی است.»[1]

این‌ها سخنان «مود بارلوی»(Maude Victoria Barlow) کانادایی در مستند «زندگی بطری‌شده»[2] است. بارلو، مدافع مصرف‌کنندگان و کاندید احتمالی جایزه نوبل است.[3] مستند Bottled Life  به کسب و کار پررونق آب‌معدنی با تمرکز بر رهبر جهانی این بازارِ پرسودِ چند میلیارد دلاری، یعنی شرکت نستله در سوئیس می‌پردازد؛ شرکتی که در حال حاضر کنترل بیش از 70 درصد از برند‌های آب‌معدنی جهانی را در دست دارد؛ برندهایی مثل «پریر» (Perrier)، «پلگرینو» (Pellegrino) و «ویتل» (Vittel). اما چگونه می‌توان آب را که یک حق عمومی است، در قالب کالایی فروخت؟! به بیان بهتر، مگر آب‌های کره‌ زمین به اشخاص خاصی تعلق دارد که چنین بازار پرسودی را نصیب عده‌ای خاص کرده است؟

در قرن 21 آب را طلای آبی (Blue Gold) می‌نامند. به لطف افزایش شهرنشینی، تغییر آب‌وهوا و آلودگی صنعتی، آب شیرین به‌یکی از با ارزش‌ترین منابع انسانی تبدیل شده است. منبعی که با رشد جمعیت جهان، بیش از پیش به کالایی کم‌یاب تبدیل می‌شود و همین امر، دست سودجویان را باز می‌گذارد. با این حساب برای این‌که بتوان آب را در این اوضاع فروخت و از آن پول به‌دست آورد، ابتدا باید آن را مال خود کرد.[4] کاری که بسیاری از شرکت‌های آب‌معدنی انجام می‌دهند، این شرکت‌ها با حمله به منابع آب عمومی، آب کوهستان‌ها را استخراج و با قیمت نجومی به مردم دنیا می‌فروشند؛ هُنری که شرکت سوئیسی نستله آن را به‌خوبی بلد است.

همان‌طور که در مقاله‌های پیشین ذکر شد[5]، سال 1866، «هانری نستله»(Henri Nestlé)، بعد از ترکیب مقادیری شیرگاو، خرده‌نان و شکر، خود را مخترع شیر خشکی نامید که جایگزین شیر مادر و بلای جان کودکان شد. این غول صنایع غذایی بعد از این، دست روی یکی از مهم‌ترین منابع کره‌ زمین، یعنی آب گذاشت. چیزی که در ابتدا به‌نظر می‌رسید سخت بتوان به آن به‌عنوان کالا نگاه کرد. با این‌همه، شاید مفهوم «آب؛ کالایی برای خرید» برای ما غیرقابل درک باشد. چرا که هرگاه در مکان‌های عمومی مثل مترو، بازار و... تشنه شویم، آب سردکن‌هایی در دسترس است که می‌توانیم از آن، آب بنوشیم یا حتی در منزل هم بابت آب آشامیدنی هزینه‌ قابل‌توجهی پرداخت نمی‌کنیم. اما «آب؛ کالایی برای خرید» برای افرادی که در کشورهای اروپایی و البته بسیاری از کشورهای آسیایی زندگی می‌کنند، کاملاً قابل درک است. افرادی که اگر در مکان‌های عمومی تشنه شوند، راهی جز خرید آب‌معدنی ندارند.

امروزه، عموم آمارها از موفقیت شرکت‌های آب‌معدنی و به‌طور خاص، نستله خبر می‌دهند. اخیراً در مطالعه‌ای که صورت گرفته، پیش‌بینی شده که تا سال 2017، 103 میلیارد گالن آب‌معدنی در سراسر جهان مصرف شود.[6] از سوی دیگر، مصرف‌کنندگان آب‌معدنی، دو برابر غیر مصرف‌کنندگان آن بوده‌اند. 56 درصد مصرف‌کنندگان، به‌خاطر طعم و 55 درصد به‌خاطر راحتی، آب‌معدنی را برای نوشیدن استفاده می‌کنند. یک نفر از هر سه نفر از مصرف‌کنندگان نیز، به‌خاطر اعتمادی که به ویژگی درمانی و منبع آب معدنی دارد، آن را به‌عنوان نوشیدنی انتخاب می‌کند.[7] اما تصور این‌که آب - به اصطلاح - معدنی کیفیت عالی و فوایدی برای سلامتی دارد، محل تردید است. امروزه مطالعات پی‌درپی که در آمریکا، اروپا و هند انجام شده، نشان داده که آب معدنی خیلی سالم‌تر و تمیز‌تر از آب لوله‌کشی نیست.[8] با این وجود، چگونه آب‌معدنی این‌گونه همه‌گیر شده است؟! از این‌رو لازم است مرور مختصری بر تاریخچه‌ این محصول[9] صورت گیرد.

 

سال 1622؛ اولین‌بار آب بطری‌شده در کارخانه‌ِ بطری‌سازی «هولی‌وِل»(Holy Well) انگلستان ساخته شد و به‌عنوان داروی درمانی و با این باور که آب‌ چشمه‌ها اثرات درمانی و شفا دادن دارند، در داروخانه‌ها[10] تا سال 1900 فروخته شد.

سال 1783؛ به‌منظور این‌که آب‌معدنی را شبیه نوشابه‌های گازدار کنند، شرکت «یوهان یعقوب ژوئب»(Johann Jacob Schweppe) در ژنو سوییس، آب گازدار تولید کرد.

سال 1809؛ به لطف پیشرفت در سرعت تولید آب‌معدنی، قیمت شیشه بالا رفت. این روند با وصل شدن به ترس عمومی از وبا و تیفوس باعث شد تا اواسط این سال، 1800 میلیون‌ آب‌معدنی فروخته ‌شود.

سال 1905؛ یک دکتر انگلیسی با کلر زدن به آب - که باکتری‌های خطرناک عامل تیفوس را می‌کشت - به این داستان پایان داد. این جریان خیلی زود در کشورهای دیگر نیز معرفی شد؛ لذا تقاضا برای آب‌معدنی کم شد.

سال 1973؛ بطری‌های «پلی‌اتیلن تری‌فتالات» اختراع شد. آن‌ها اولین بطری‌های پلاستیکی و یک جایگزین خیلی ارزان‌تر نسبت به شیشه، برای بسته‌بندی کردن آب بودند.

سال 1977 تا 1981؛ «پریر» (Perrier) نام‌ بازرگانى‌ آب‌معدنى‌ محصول‌ جنوب‌ فرانسه - که متعلق به شرکت نستله است - موقعیت خود را به‌عنوان نخستین نوشیدنی غیرالکلی زمین با یک سری پوستر و تبلیغات تلویزیونی و قرعه‌کشی، تثبیت کرد.

اوایل سال 2000؛ میان طرف‌داران آب لوله‌کشی و شرکت‌های آب‌معدنی تنازع بالا گرفت و شرکت‌های آب‌معدنی به مصرف‌کنندگان آب‌های لوله‌کشی درباره‌ بیماری و آلودگی هشدار می‌دادند. یکی از مخالفان اصلی آب لوله‌کشی «بریتا فیلتر» (Brita filters) معتقد بود آب آشامیدنی و آب مصرفی برای مصارف خانگی از یک منبع می‌آیند، آیا نباید منبع آب آشامیدنی سالم‌تر باشد؟!

سال 2011؛ آژانس حفاظت از محیط‌زیست Environmental Protection Agency (EPA)[11] مقرراتی را برای شرکت‌های آب‌معدنی تعریف کرد؛ تا سلامت این آب‌ها را از میزان سرب و باکتری‌هایی مانند ایکولای E. coli رصد کند.

حال، امروزه این تصور شکل گرفته که آب‌معدنی یک نوشیدنی سالم و مناسب است و به‌آسانی و با بسته‌بندی‌ و شکل‌های بسیار متنوع در دسترس قرار دارد. اما همان‌گونه که در تحقیقات معلوم شده، این تصور اشتباهی است؛ لذا لازم است حقایقی را در مورد آب‌معدنی ذکر کرد تا تصویر واقعی این محصول آشکار شود.

گفته می‌شود نوشیدن آب‌معدنی، تمیزترین آب را برای بدن شما تأمین می‌کند.

اما واقعیت چیز دیگری است؛ مطالعات جدید نشان داده که بطری‌های پلاستیکی در طول زمان، مواد شیمیایی به درون آب، آزاد می‌کنند. در تولید آب‌معدنی از قوطی‌های پلاستیکی از جنس پلی‌اتیلن‌تری فتالات یا PET استفاده می‌شود. از این‌رو، غلظت مواد شیمیایی خاص مثل «آنتیموان» (antimony)[12]در آب‌هایی که طولانی‌مدت در بطری‌های پلاستیکی قرار می‌گیرند، افزایش می‌یابد؛ زیرا بطری پلاستیکی مواد شیمیایی را در معرض آب قرار می‌دهد. آنتیموان، عنصر فلزی سفید است که در دوز‌های کوچک می‌تواند باعث تهوع، سرگیجه و افسردگی شود و در دوزهای بالاتر کشنده است. آنتیموان شبیه ماده شیمیایی سرب است؛ که سرب نیز اثر سمی دارد.[13] [14] از سوی دیگر «بیسفنول آ» (bisphenol  A) (BPA) که در ساخت بطری‌های پلاستیکی پلی‌کربنات کاربرد دارد، به داخل مایعی که درون بطری قرار دارد آزاد شده و موجب بروز مشکلات عصبی و رفتاری در کودکان و موجب تخریب سیستم تولیدمثلی زنان، سیستم ایمنی و اختلالات مغزی در بزرگ‌سالان می‌شود.[15]



گفته می‌شود که آب‌معدنی، امن‌تر از آب لوله‌کشی است؛ زیرا شامل هیچ نوع ماده‌ّ‌ مضر برای انسان نیست. آب‌معدنی برای افرادی که نگران امنیت آب آشامیدنی هستند، انتخاب ایده‌آلی است.


اما واقعیت چیز دیگری است. در واقع ممکن است بسته به‌نام تجاری، آب‌معدنی نسبت به آب لوله‌کشی تمیزی و امنیت کم‌تری هم داشته باشد؛ زیرا سیستم آب شهری با استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای نظارت می‌شود، اما کارخانه‌های آب‌معدنی تحت هیچ دستور‌العملی نیستند. اگر هم باشند، نه‌تنها این دستورالعمل‌ها سهل‌گیرانه است، بلکه به این دستورالعمل‌های سهل‌گیرانه نیز عمل نمی‌شود.[16] جدای از این‌ها، دانشمندان به یافته‌هایی درباره‌ سلامت آب‌های - به اصطلاح - معدنی رسیده‌اند؛ که شنیدن هر کدام از آن‌ها کافی است تا هر کسی را نسبت به آب‌معدنی بی‌اعتماد کند. مطالعه‌ای در سال 1999 نشان داد که 103 برند آب‌معدنی امتحان‌شده، حاوی حداقل یک نمونه باکتری مضر بوده‌اند؛ باکتری‌هایی غیر از باکتری‌هایی که اجازه دارند تحت دستورالعمل خلوص میکروبی، در حد مجاز در آب‌معدنی باشند. هم‌چنین، در یکی از برند از هر پنج برندی که امتحان شد، وجود مواد شیمیایی سنتزی - مثل مواد شیمیایی صنعتی و مواد شیمیایی که در تولید پلاستیک استفاده می‌شود مثل فتالات[17] - مثبت اعلام شد. به‌علاوه، شرکت‌های آب‌معدنی ملزم نیستند که تست «کریپتواسپُریدیوم»(cryptosporidium)، یک تک‌یاخته مقاوم در برابر کلر که بیش از چهارصدهزار نفر از ساکنان میلواکیMilwaukee) [18]( را در سال 1993 آلوده کرد، انجام دهند.[19]

علاوه‌بر این، بررسی Nature در سال 2002 فاش کرد که در یازده آب‌معدنی - که متعلق به معروف‌ترین برندهای اروپایی بودند - ویروس «اِم‌ال‌وی»[20] وجود داشت؛ که عامل آماس معده و روده است. در سال 2002 در هند، مرکز علوم و محیط‌زیست[21] کیفیت هفده برند آب‌معدنی را  - که معمولاً در سرتاسر پایتخت هند به فروش می‌رسد - مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. این برندها یا به‌وسیله‌ شرکت‌های داخلی و یا شرکت‌های چند ملیتی مثل کوکاکولا یا پپسی تجاری‌سازی شده بودند. همه‌ آب‌های آنالیزشده شامل ترکیباتی شبیه حشره‌کش‌هایی مانند «لیندان»، HCH و DDT بودند که بر پایه‌ کلراید پایه‌ریزی شده‌اند و به‌خاطر خاصیت ماندگاری‌شان در طبیعت شناخته شده هستند و نیز ترکیباتی شبیه آفت‌کش‌هایی بر مبنای فسفر مثل «مالاتیون»[22] و «کلرپی‌ریفوس»[23] که سمی هستند.[24]


شاید بتوان گفت که اعتماد کردن به آب لوله‌کشی منطقی‌تر به‌نظر آید؛ زیرا سیستم آب شهری از نظر محتوای میکرو ارگانیسم‌های مضر چندین‌بار در روز تست می‌شود و این درحالی است که کمپانی‌های آب‌معدنی - که به این‌گونه تست‌ها حداقل یک‌بار در هفته نیاز دارند - تحت تقریباً هیچ قانون یا تستی نیستند.[25]

گفته می‌شود آب‌معدنی از چشمه‌های دست‌نخورده، از ارتفاعات کوه‌ها می‌آید و هرگز بشری آن را دست نزده است.

اما واقعیت چیز دیگری است. برچسب روی آب‌معدنی ممکن است جریان آبی را که از کوه می‌آید به تصویر کشیده باشد؛ اما این بدان معنا نیست که آب درون آن خالص و تازه است. تنها بعضی از آب‌های معدنی منبع‌شان از آب‌های زیرزمینی و آب چشمه است. تقریباً 25 درصد از بطری‌های آب، از آب شیر پر می‌شوند. به این صورت که بعضی از شرکت‌ها آب شیر را یا فیلتر می‌کنند، یا با نور فرابنفش پرتو افکنی کرده و با قیمتی هزاران برابر از آب لوله‌کشی می‌فروشند.[26

برای نمونه، اتهامات اخیر علیه شرکت کوکاکولا و نام تجاری آب‌معدنی آن، Dasani، یکی از بزرگ‌ترین تصورات غلط در مورد کیفیت آب‌معدنی را آشکار کرده است. زیرا طی یک بررسی معلوم شد کوکاکولا به‌جای استخراج آب از چشمه‌های طبیعی، واقعاً بطری‌های آب‌معدنی‌ Dasani را با آب شیر تصفیه شده پر کرده است.[27] یا در مثالی دیگر، در انگلیس شرکت پپسی از نظر قانونی موظف شده که برچسب‌ روی آب معدنی‌اش را با برند آکوآفینا (Aquafina) تغییر داده و قید کند که از آب شهری برای پر کردن آب‌معدنی استفاده کرده است.[28] در نمونه‌های بیش‌تر، برند آب‌معدنی با نام «خالص، آب یخچال‌های طبیعی» (pure, glacier water)، از منبع آب شهری استفاده کرده و برند دیگری که با نام «آب چشمه» (spring water) جولان می‌داد، معلوم شد که از منبع آبی نزدیک مکان جمع‌آوری و بازیافت زباله استفاده کرده است.[29]

ماجرا زمانی تأسف ‌برانگیز‌تر می‌شود، که بدانیم دست‌ این شرکت‌ها به منابع آبی ایران نیز رسیده است؛ برای مثال، برند نستله یا پیورلایف (NESTLÉ PURE LIFE) - که متعلق به شرکت نستله است – آب‌معدنی نیست و در واقع نوعی آب آشامیدنی است؛ که می‌تواند از هر منبعی حتی آب لوله‌کشی باشد. روزنامه آسیا روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، در صفحه دوم خود نوشت «نستله که به‌عنوان آب‌معدنی در بازار عرضه می‌شود، در واقع نوعی آب آشامیدنی است و نمی‌توان به آن آب‌معدنی گفت.»[30] این در حالی است که این شرکت علاوه‌بر این‌که در قزوین کارخانه‌ای برای تولید محصولاتش دارد، سهام‌دار بخشی از شرکت «آناهیتا پلور» نیز هست؛ که تولید و توزیع آب‌معدنی از سرچشمه پلور آمل را بر عهده دارد.

گفته می‌شود که بطری‌های پلاستیکی از پلاستیک‌های سبک ساخته می‌شوند؛ که به آن‌ها لقب green یا دوست‌دار محیط‌زیست داده است.

اما واقعیت چیز دیگری است. اثرات زیست‌محیطی بطری آب‌معدنی به‌‌شدت حیرت‌آور است. شاید تصورش سخت باشد که یک بطری که ظرف چند دقیقه آب درون آن را می‌نوشید، برای هزاران سال باقی می‌ماند. پیامد اول این انتخاب این است که بیش از 85 درصد از نمونه‌ها قابل بازیافت نیستند؛ لذا منجر به افزایش آلودگی و زباله می‌شوند. بر طبق گزارشات Sierra Club[31]، 1.5 میلیون تن پلاستیک در هر سال به ته دریا یا زباله‌دانی می‌رسند.[32] پیامد دوم از یک‌سو این است که در بازیافت، موادی با کیفیت پایین‌تر تولید می‌شوند و از سوی دیگر، وقتی پلاستیک در زباله‌سوز می‌سوزد، «دیوکسین» (dioxins)[33] آزاد می‌شود؛ که اثرات قابل‌توجهی در آلودگی هوا دارد.

علاوه‌بر این‌ها، بر طبق آمار «دیده‌بان آب و غذا» (Food and Water Watch) این حجم پلاستیک (1.5 میلیون تن)‌ برای تولید، به 47 میلیون گالن نفت در سال نیاز دارد.[34]  با وجود این همه تبعاتی که نوشیدن آب درون بطری دارد، نه‌تنها شاهد جولان دادن شرکت‌های جنایت‌کاری مثل نستله با برند پیور‌لایف[35] [36] کوکاکولا با برند داسانی[37] [38] پپسی با برند آکوآفینا[39] و حتی شرکت فرانسوی دنون با برند دماوند[40] در کشور هستیم، بلکه این شرکت‌ها با همان مشکلاتی که داشتند و دارند - همان‌طور که در بالا ذکر شد - بازار ایران را در دست گرفته‌اند. فراتر از این، درحالی شاهد نام «آب آشامیدنی» روی بعضی از بطری‌های آب[41]  در کشور هستیم، که تفاوت این نام با نام «آب معدنی» نوشته‌شده روی بطری‌ها نه‌تنها برای بسیاری از مردم تعریف شده نیست، بلکه تفاوتی در قیمت این دو نوع آب دیده نمی‌شود.

جدای از این‌ موارد، طبق اصل 45 قانون اساسی درباره‌ منابع طبیعی، «آب‌های عمومی در اختیار حکومت اسلامی است؛ تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن‌ها عمل نماید»،[42] از این‌رو اگر یک شرکت خارجی به منابع آبی کشور دست‌رسی پیدا می‌کند، نباید خود را مالک آب بداند و به قدری آب استخراج کند که مردم بومی را با کم‌آبی مواجه کند؛ کاری که نستله با مردم پاکستان می‌‌کند. محقق مستند «زندگی بطری‌شده» به کارخانه آب‌معدنی نستله در پاکستان رفت. شرکت از دسترسی او به فرایند تولید کارخانه‌ خودداری ‌کرد؛ اما او چیزهایی به‌عنوان مدرک بیرون از حصار کارخانه به‌دست آورد. در نزدیکی روستا، سطح آب‌های زیرزمینی به طرز چشم‌گیری کاهش یافته بودند و منبع آب روستا، چیزی جز لجن بدبو نبود.[43]

در آخر این‌که، این مسأله با توجه به پیوند خوردن با سلامتی مردم، نیاز به نظارت جدی از سوی دولت دارد. هم بابت ظرف آب و هم بابت خود آب؛ خصوصاً زمانی‌که پای شرکت‌های چند ملیتی به این حوزه باز شده است.

نکات خلاصه :

مستند «زندگی بطری‌شده» (Bottled Life) به کسب و کار پر رونق آب‌معدنی با تمرکز بر روی رهبر جهانی این بازارِ پرسودِ چند میلیارد دلاری، یعنی شرکت نستله در سوئیس می‌پردازد. «مود بارلوی» یکی از مدافعان حقوق مصرف‌کنندگان و نامزد دریافت نوبل، در این مستند افشاگری‌های بسیاری علیه ابرشرکت‌های تولید آب‌معدنی کرده است.

طبق اصل 45 قانون اساسی درباره‌ منابع طبیعی، «آب‌های عمومی در اختیار حکومت اسلامی است؛ تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن‌ها عمل نماید»، از این‌رو اگر یک شرکت خارجی به منابع آبی کشور دست‌رسی پیدا می‌کند، نباید خود را مالک آب بداند و به قدری آب استخراج کند که مردم بومی را با کم‌آبی مواجه کند؛ کاری که نستله با مردم پاکستان می‌کند.

بر طبق گزارشات Sierra Club، یک‌ونیم میلیون تن پلاستیک در هر سال به ته دریا یا زباله‌دانی می‌رسند. پیامد دوم از یک‌سو این است که در بازیافت، موادی با کیفیت پایین‌تر تولید می‌شوند و از سوی دیگر، وقتی پلاستیک در زباله‌سوز می‌سوزد، «دیوکسین» (dioxins) آزاد می‌شود؛ که اثرات قابل‌توجهی در آلودگی هوا دارد.

مود بارلوی: «در شهر کوچک پولاند، یک خانه قلعه‌مانند وجود دارد که سال 1907 به‌منظور پر کردن بطری آب ساخته شده است. آب چشمه اصلی خیلی کم شده و طبق شایعات، خشک شده است. «پولاند اسپرینگ» پرفروش‌ترین آب‌معدنی آمریکا و گل‌ سرسبد محصولات نستله در چرخه گردش مالی است.»

مود بارلوی: «نستله (nestle) شکارچی آب است و هیچ علاقه‌ای به استفاده بهینه از سفره‌های زیرزمینی، آب چشمه و رودخانه‌ها ندارد. آن‌ها فقط تاجر آب هستند؛ برای آن‌ها آب در حکم معدن طلاست. نستله مثل زالو آب زیرزمین را مکیده و بعداً می‌رود پی کارش. آن‌ها در حال شکار آخرین ته‌مانده‌های آب پاکیزه‌ دنیا هستند.»

«پریر» (Perrier) نام‌ بازرگانى‌ آب‌معدنى‌ محصول‌ جنوب‌ فرانسه - که متعلق به شرکت نستله است - موقعیت خود را به‌عنوان نخستین نوشیدنی غیرالکلی زمین با یک سری پوستر و تبلیغات تلویزیونی و قرعه‌کشی، تثبیت کرد.

مطالعات جدید نشان داده که بطری‌های پلاستیکی در طول زمان، مواد شیمیایی به درون آب، آزاد می‌کنند. در تولید  قوطی‌های پلاستیکی آب‌معدنی از جنس پلی‌اتیلن‌تری فتالات یا PET استفاده می‌شود. لذا غلظت مواد شیمیایی خاص مثل «آنتیموان»در آب‌هایی که طولانی‌مدت در بطری‌های پلاستیکی قرار می‌گیرند، افزایش می‌یابد.

سال 1866، «هانری نستله» (Henri Nestlé)، بعد از ترکیب مقادیری شیرگاو، خرده‌نان و شکر، خود را مخترع شیر خشکی نامید که جایگزین شیر مادر و بلای جان کودکان شد. امروزه شرکت نستله یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان شیرخشک در جهان است.

یکی از تاسف‌برانگیزترین مسائل در خصوص شرکت نستله این است که برند پیورلایف (NESTLÉ PURE LIFE)، یکی از زیرمجموعه‌های شرکت نستله، آب‌معدنی نیست و در واقع نوعی آب آشامیدنی است؛ که می‌تواند از هر منبعی حتی آب لوله‌کشی باشد.

سال 1622 اولین‌بار آب بطری‌شده در کارخانه‌ِ بطری‌سازی «هولی‌وِل» (Holy Well) انگلستان ساخته شد و به‌عنوان داروی درمانی و با این باور که آب‌ چشمه‌ها اثرات درمانی و شفا دادن دارند، در داروخانه‌ها تا سال 1900 فروخته شد.

اثرات زیست‌محیطی بطری آب‌معدنی به‌‌شدت حیرت‌آور است. شاید تصورش سخت باشد که یک بطری که ظرف چند دقیقه آب درون آن را می‌نوشید، برای هزاران سال باقی می‌ماند. پیامد اول این انتخاب این است که بیش از 85 درصد از نمونه‌ها قابل بازیافت نیستند؛ لذا منجر به افزایش آلودگی و زباله می‌شوند.

طی یک بررسی معلوم شد کوکاکولا به‌جای استخراج آب از چشمه‌های طبیعی، واقعاً بطری‌های آب‌معدنی‌ Dasani را با آب شیر تصفیه شده پر کرده است. یا در مثالی دیگر، در انگلیس شرکت پپسی از نظر قانونی موظف شده که برچسب‌ روی آب معدنی‌اش را با برند آکوآفینا تغییر داده و قید کند که از آب شهری برای پر کردن آب‌معدنی استفاده کرده است.

سال 2011 آژانس حفاظت از محیط‌زیست (Environmental Protection Agency (EPA مقرراتی را برای شرکت‌های آب‌معدنی تعریف کرد؛ تا سلامت این آب‌ها را از میزان سرب و باکتری‌هایی مانند ایکولای E. coli رصد کند.



[1] مستند زندگی در بطری(Bottled Life)

[2] Bottled Life

[3] https://en.wikipedia.org/wiki/Maude_Barlow

[4] http://www.bottledlifefilm.com/index.php/the-story.html

[5]  شیرخشک، بلای جان نوزادن؛ به‌نام نوزادان، به‌کام ابرشرکت‌ها

[6] http://www.thekitchn.com/a-brief-history-of-bottled-water-228642

[7] https://www.banthebottle.net/articles/7-bottled-water-myths-busted/

[8] http://www.partagedeseaux.info/Bottled-water-a-social-and-ecological-aberration

[9] http://www.thekitchn.com/a-brief-history-of-bottled-water-228642

[10] http://www.efbw.eu/index.php?id=39

[11] http://www.bottledwater.org/us-consumption-bottled-water-shows-continued-growth-increasing-62-percent-2012-sales-67-percent

[12] S b‏ ‏عنصر شیمیایى‌ نقره‌‌فام، زودشکن‌ و داراى ساختمانى‌ بلورین‌‌

[13] https://www.banthebottle.net/articles/7-bottled-water-myths-busted/

[14] http://www.rd.com/health/wellness/rethink-what-you-drink/3/

[15] همان

[16] همان

[17]  یک ماده شیمیایی مضر؛ که از ظرف پلاستیکی آب‌معدنی وارد آب می‌شود.

[18]  بزرگ‌ترین شهر ایالت ویسکانسین و سی‌امین شهر پرجمعیت در ایالات‌متحده

[19] همان

[20] Norwalk-like Virus (NLV)

[21] CSE (Centre for Science and Environment(

[22] malathion

[23] chlorpyrifos

[24] http://www.partagedeseaux.info/Bottled-water-a-social-and-ecological-aberration

[25] https://www.banthebottle.net/articles/7-bottled-water-myths-busted/

[26] http://www.mindbodygreen.com/0-11193/7-reasons-to-never-drink-bottled-water-again.html

[27] http://www.allaboutwater.org/tap-water.html

[28] http://www.partagedeseaux.info/Bottled-water-a-social-and-ecological-aberration

[29] https://www.banthebottle.net/articles/7-bottled-water-myths-busted/

[30] http://foodpress.ir/Post.aspx?Id=b6cb255ee0264fa6bcf6f6b79c92fcd6

[31] یک سازمان وابسته به محیط‌زیست آمریکایی

[32] http://www.partagedeseaux.info/Bottled-water-a-social-and-ecological-aberration

[33] یکی از مواد شیمیایی مضر ساخته‌ بشر

[34] همان

[35] http://www.nestle.ir/fa/brands/bottled-water

[36] http://www.ariafair.com/marine/393/company/21042/

[37] http://www.irancode.ir/Home/PersonalPage?MemberCode=02651

[38] http://www.yjc.ir/fa/print/5588034

[39] http://www.eram-group.com/aquafina-factory/

[40] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940713000496

[41]http://damdaran.ir/fa/%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86

[42] http://zanjan.frw.org.ir/00/Fa/StaticPages/Page.aspx?tid=1895

[43] http://www.bottledlifefilm.com/index.php/the-story.html

 

 
مجموعه مربوطه بیوتروریسم

برچسب ها

میکروتراشه‌های ضد بارداری؛ جدیدترین روش کنترل جمعیت

 

در سال‌های اخیر روش‌های متنوعی برای جلوگیری افراد از بارداری توسط دانشمندان و محققان کشف و به بازار ارائه شده است که در این میان موسسه بیل و ملیندا گیتس با استفاده از ریزتراشه‌ها روش خطرناکی را برای کنترل و جلوگیری از بارداری حتی از راه‌دور فراهم آورده‌اند که به اجرا در آمدن این روش تبعات جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.


در 50 سال اخیر تنوع روش‌های پیشگیری از بارداری به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. این روش‌ها شامل روش‌های ممانعت‌کننده فیزیکی(مثل کاندوم، کلاهک‌های گردنه رحمی و...)، روش‌های هورمونی(مثل قرص‌ها)، دستگاه‌های درون رحمی(IUD) ، ایمپلنت‌ها و عقیم‌سازی می‌باشد.

مقدار هورمون موجود در مخزن این تراشه‌ها حدوداً بیست برابر انواع رایج است. در هر بار آزاد‌سازی هورمون بخشی از منبع جامد هورمون، بر اثر شوک الکتریکی کوچکی  ذوب می‌شود که این شوک الکتریکی توسط انسان حس نمی‌شود و درنهایت 30 میکروگرم در روز هورمون لوونوژسترول آزاد می‌شود ضمن اینکه دوز دارو قابل تغییر است.

لوونورژسترول نوعی پروژسترون صناعی (پروژستین) است. این دارو با جلوگیری از ترشح گونادوتروپین‌ها از هیپوفیز قدامی، تخمک‌گذاری و بلوغ فولیکولی را مهار می‌کند. لوونوژسترول همچنین با افزایش چسبندگی مخاط گردن رحم و ایجاد تغییر در آندومتر مانع باروری و لانه‌گزینی می‌گردد.

بیل گیتس در برنامه  TED Talk درباره مسئله افزایش CO2 که به سبب بالا بودن جمعیت انسان‌ها رخ می‌دهد اظهار نظری کرد که باعث تعجب همگان شد. او در این اظهارات چنین گفت: « امروز جهان 6.8 میلیارد جمعیت دارد و در اندک زمانی به 9 میلیارد نفر خواهد رسید. ما اگر در راستای مسئله واکسن‌های جدید، مراقبت سلامت و خدمات سلامت تولید مثل کارهای بزرگی انجام دهیم، شاید جمعیت جهان 10-15% کاهش یابد.»

ابعاد این تراشه که موسسه بیل و ملیندا گیتس بانی آن است، 20میلی‌متر در 20میلی‌متر در 7میلی متر می‌باشد. این تراشه کوچک زیر پوست تعبیه می‌شود و در قسمت ران، بازو و یا پایین کمر قابل ایمپلنت است. یک مخزن هورمون، به شیوه بسیار ماهرانه‌ای در درون تراشه قرار می‌گیرد که نسبت به هوا عایق و پهنای آن 1.5 سانتی متر است.

در 50 سال اخیر تنوع روش‌های پیشگیری از بارداری به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. این روش‌ها شامل روش‌های ممانعت‌کننده فیزیکی(مثل کاندوم، کلاهک‌های گردنه رحمی و...)، روش‌های هورمونی(مثل قرص‌ها)، دستگاه‌های درون رحمی(IUD) ، ایمپلنت‌ها و عقیم‌سازی می‌باشد.

انجمن رم که برنامه‌ریزی‌کننده سیاسی است در سال 1975 توسط هنری کیسینجر ایجاد  شده است. هدف این گروه ایجاد ساختارهای سیاسی اقتصادی و ایدئولوژیکی منحصربفرد، یعنی ایجاد یک دولت جهانی  متحد است. این انجمن سیاست خارجی ایالات متحده را تعیین می‌کند. هدف سیاست خارجی ایالات متحده کاهش جمعیت است.

ممکن است اطلاعات تراشه‌ها توسط هکرها مورد سوءاستفاده قرار گیرد و سلامت افراد به خطر بیفتد. علاوه بر این نگرانی‌هایی درباره حفظ حریم خصوصی وجود دارد؛ جان وایتهد می‌گوید این تراشه‌ها اطلاعات را برای دولت می‌فرستند و حتی ممکن است با استفاده از این تراشه‌ها، زمان رابطه جنسی افراد را بدانند. بنابراین حریم خصوصی وجود نخواهد داشت.

بیل گیتس پشتیبان ایجاد پشه‌های GMO است که  ناقل ویروس‌های کشنده هستند. ژاپنی‌ها ادعا می‌کنند که می‌خواهند پشه‌ها را به سرنگ‌های پرواز کننده‌ای تبدیل کنند که واکسن را تزریق می‌کنند و برای این طرح 100000 دلار هزینه مالی از موسسه بیل و ملیندا گیتس دریافت کرده‌اند.

برای آزمایش واکسن پولیو(فلج اطفال) حدود 50000 کودک هندی فلج شدند. همچنین این واکسن در پاکستان و بیشتر از آن در آفریقا زمینه مرگ و فلج شدن نوزادان و کودکان بسیاری را فراهم آورده است. حتی از این هم بدتر، دو سال پیش در مجمع جزایر فیلیپین، قدرت‌ها حتی به خودشان دردسر نمی‌دادند که برنامه‌های شوم شان را پنهان کنند و میکروتراشه‌های شبیه RFID را به تعداد نامعلومی به‌زور در بدن افراد بسیاری کار گذاشتند.

توماس فرگوسن مدیر امور آمریکای لاتین در ادره امورجمعیت(اُ پی اِی) می‌تواند به خوبی ماهیت این دست فعالیت‌ها را روشن کند: «یک برنامه کلی، پشت همه کارهای ما هست و آن کاهش جمعیت است. جمعیت یک مشکل سیاسی است. وقتی جمعیت از کنترل خارج شود، دولت‌ها و حتی فاشیسم باید برای کاهش آن بکار گرفته شود.»

کثر این روش‌ها به شیوه‌های زیر عمل می‌کنند:

  • جلوگیری از تخمک‌گذاری ماهانه(هورمون‌ها)
  • ممانعت از رسیدن اسپرم به تخمک(ممانعت‌کننده‌های فیزیکی و برخی IUD‌ها)
  • بلوکه کردن تولید مثل در زنان و مردان(عقیم‌سازی)
  • جلوگیری از لانه‌گزینی تخمک لقاح یافته در رحم(هورمون‌ها).

ایمپلنت‌ها یکی از روش‌های طولانی‌اثر پیشگیری از بارداری می‌باشند و دارای سیستم " پیوسته-رهش[1]" هستند. ایمپلنت‌ها از جنس پلاستیک انعطاف‌پذیر هستند که با بی‌حسی موضعی در زیرپوست ناحیه فوقانی بازو کار گذاشته می‌شوند و قابلیت عبور‌دهی هورمون‌های استروئیدی از درون خود را دارند. تراشه‌های ضد بارداری در‌ واقع نوعی ایمپلنت هوشمند هستند که با روشن و خاموش کردن وای فای[2] توسط خانم استفاده‌کننده از راه دور تنظیم می‌شود[3].

بیل گیتس صاحب ایده تراشه‌های ضد بارداری قابل کنترل از راه دور

فنّاوری ایمپلنت در دهه 1990 توسط محققان ام آی تی[4]، رابرت لنگر[5]، مایکل کیما[6] و جان سانتینی دانشجوی دکترا[7] ایجاد شد و بعدها گواهی تولید تراشه‌ها را گرفتند. در ابتدا این محققان می‌خواستند از تراشه‌ها برای درمان پوکی استخوان استفاده کنند اما پس از مباحثه بیل گیتس با رئیس موسسه ام آی تی(رابرت لنگر) این تیم تحقیقاتی روی موضوع کنترل بارداری متمرکز شد[8]، [9].

ویژگی‌های تراشه‌های ضد بارداری قابل کنترل از راه دور

تراشه‌ای که تعداد ما را کنترل خواهد کرد!


ابعاد این تراشه که موسسه بیل و ملیندا گیتس بانی آن است، 20میلی‌متر در 20میلی‌متر در 7میلی متر[10] می‌باشد. این تراشه کوچک زیر پوست تعبیه می‌شود و در قسمت ران، بازو و یا پایین کمر قابل ایمپلنت است. یک مخزن هورمون، به شیوه بسیار ماهرانه‌ای در درون تراشه قرار می‌گیرد که نسبت به هوا عایق و پهنای آن 1.5 سانتی متر[11] است. مقدار هورمون موجود در مخزن این تراشه‌ها حدوداً بیست برابر انواع رایج است. در هر بار آزاد‌سازی هورمون بخشی از منبع جامد هورمون، بر اثر شوک الکتریکی کوچکی  ذوب می‌شود که این شوک الکتریکی توسط انسان حس نمی‌شود و درنهایت 30 میکروگرم در روز هورمون لوونوژسترول آزاد می‌شود ضمن اینکه دوز دارو قابل تغییر است[12](4)(6)(7).

لوونورژسترول نوعی پروژسترون صناعی (پروژستین) است. این دارو با جلوگیری از ترشح گونادوتروپین‌ها از هیپوفیز قدامی، تخمک‌گذاری و بلوغ فولیکولی را مهار می‌کند. لوونوژسترول همچنین با افزایش چسبندگی مخاط گردن رحم و ایجاد تغییر در آندومتر مانع باروری و لانه‌گزینی می‌گردد(13). به دنبال آزادسازی روزانه این هورمون، این تراشه حدود 16 سال از بارداری خانم‌ها جلوگیری می‌کند در حالی که ایمپلنت‌های رایج حداکثر سه سال از بارداری ممانعت می‌کنند. این تراشه کوچک زیر پوست تعبیه می‌شود. مقدار هورمون موجود در مخزن این تراشه‌ها حدوداً بیست برابر انواع رایج است. در هر بار آزادسازی هورمون بخشی از منبع جامد هورمون، بر اثر شوک الکتریکی کوچکی  ذوب می‌شود که این شوک الکتریکی توسط انسان حس نمی‌شود و درنهایت 30 میکروگرم در روز هورمون لوونوژسترول آزاد می‌شود ضمن اینکه دوز دارو قابل تغییر است.

انجام آزمون‌های بتا بر روی تراشه تا آخر سال 2015

سخنگوی موسسه بیل و همسرش ملیندا گیتس اذعان داشت تا آخر سال 2015 آزمون‌های بتا بر روی این تراشه کنترل باروری انجام خواهد شد و برای این کار به داوطلب انسانی نیاز دارند. آزمون‌های بتا یا آزمون‌های سطح دوم در واقع آزمون‌های آزمایشی خارجی هستند که بر روی محصول انجام می‌شود. چون ممکن است هنوز مشکلات کوچکی وجود داشته باشد محصول بر روی مشتریان داوطلب در شرایط نرمال امتحان می‌شود(5). در عین حال رابرت لنگر رئیس موسسه  ام آی تی ابراز اطمینان کرد که این تراشه‌ها در سال 2018 روانه بازار می‌شوند و از نظر او احتمالاً مشتریان زیادی را جلب خواهند کرد(4).

عوارض و تبعات

این تراشه‌ها تبعات زیادی دارند من جمله، اینکه این تراشه‌ها فقط پیشگیری‌کننده نیستند بلکه به دلیل عوارض هورمون لوونوژسترول عقیم کننده هم هستند. همچنین هورمون‌های موجود در این تراشه‌ها می‌توانند اثرات بدی بر روی سلامت زنان داشته باشند، چون عوارض این هورمون‌ها روزبه‌روز بیشتر آشکار می‌شود. این هورمون تغییرات زیادی را در هورمون‌های بدن ایجاد می‌کند و از عوارض شایع آن  نامنظم شدن قاعدگی، تهوع، استفراغ، سردرد، احساس ناراحتی در پستان، افسردگی، اختلالات پوستی، تغییرات وزن بدن و منوراژی(خونریزی بیش از حد معمول، در قاعدگی) و... است.

به علاوه ممکن است اطلاعات تراشه‌ها توسط هکرها مورد سوءاستفاده قرار گیرد و سلامت افراد به خطر بیفتد. علاوه بر این نگرانی‌هایی درباره حفظ حریم خصوصی وجود دارد؛ جان وایتهد[13]می‌گوید این تراشه‌ها اطلاعات را برای دولت می‌فرستند و حتی ممکن است با استفاده از این تراشه‌ها، زمان رابطه جنسی افراد را بدانند. بنابراین حریم خصوصی وجود نخواهد داشت(10)(13). با توجه به اینکه در گذشته تراشه‌هایی برای مردم ناآگاه به‌صورت پنهانی کار گذاشته شده است، برخی از کارشناسان معتقدند که هم اکنون این تراشه در زیر پوست بسیاری از مردم (بدون آگاهی خودشان) قرار گرفته‌ است(6).

علاوه بر این معمولاً زنان کشورهای جهان سوم برای مرحله آزمایشی این تراشه استفاده می‌شوند. و این بدین معناست که زنان آفریقایی و هندی آلت دست خواهند شد و بیشتر در معرض خطرات تراشه‌ای قرار خواهند گرفت که موسسه گیتس آن را پشتیبانی مالی کرده است. همانطور که برای آزمایش واکسن پولیو(فلج اطفال) حدود 50000 کودک هندی فلج شدند. همچنین این واکسن در پاکستان و بیشتر از آن در آفریقا زمینه مرگ و فلج شدن نوزادان و کودکان بسیاری را فراهم آورده است(11). حتی از این هم بدتر، دو سال پیش در مجمع جزایر فیلیپین، قدرت‌ها حتی به خودشان دردسر نمی‌دادند که برنامه‌های شوم شان را پنهان کنند و میکروتراشه‌های شبیه RFID[14] را به تعداد نامعلومی به‌زور در بدن افراد بسیاری کار گذاشتند(6). در نهایت اگر این تراشه‌ها قادر باشند مقدار مورد نیاز هورمون را تقریبا برای دو دهه نگه‌داری کنند، آیا این موضوع متبادر نمی‌شود که آن‌ها اهداف دیگری نیز دارند؟ مثلا جمعیت کره زمین را به لحاظ دارویی به خودشان وابسته کنند(6) و یا فراتر از آن جمعیت زمین را کنترل کنند؟

کنترل جمعیت؛ هدف واقعی طراحی این تراشه ها

این تراشه در ابتدای امر توهم برانگیز و جالب به نظر می‌رسد و شاید تصور بر این باشد که برای پیشگیری از بارداری در زنان جهان اولی و تنظیم بهتر والدین شدن شان طراحی شده‌ است. اما گیوین کورلی که یک مهندس پزشکی است بر این باور است که هدف این تکنولوژی کشورهای جهان سوم هستند و در راستای برآوردن نیازهای جهان اولی‌ها نیست. برخی افراد براین باورند که این تراشه‌ها در راستای اقدامات بشردوستانه است اما این موضوع پیچیدگی‌های بیشتری دارد. این تراشه می‌تواند در زیر پوست میلیون‌ها نفر بدون آگاهی و رضایت کاشته شود و به عنوان یک ابزار کنترل جمعیت استفاده شود(4)(6)(7). طبق اظهارات موسسه بیل گیتس، زنان می‌توانند هر زمان که بخواهند تراشه را غیرفعال و یا دوباره فعال کنند اما با توجه به گذشته سیاه بیل گیتس در زمینه کاهش جمعیت، اعتماد به او کار معقولانه‌ای نیست.

بیل‌ گیتس یکی از ماموران کنترل جمعیت جهان

مشابه پروژه‌ی تراشه‌ی ضد بارداری که توسط گیتس و بنیادش طرح‌ریزی و اجرا شده؛ پروژه‌های متعدد دیگری هم برای کاهش جمعیت جهان توسط این فرد در حال اجرا است. پروژه‌هایی که اگر در کنار هم گذاشته شوند نقش این مامور ویژه در زمینه‌ی کنترل جمعیت را آشکار می‌سازند. موسسه گیتس $100,000 هزینه مالی به دانشگاه ولونگونگ استرالیا اعطا کرده است و از آن‌ها خواسته است که کاندومی تولید کنند که حساسیت بیشتری داشته باشد. این فقط یکی از 11 کاندوم مختلفی است که موسسه گیتس حامی مالی آنهاست(3). کاندوم‌های زنانه نفوذپذیر به هوا و کاندوم‌های مردانه‌ای که در آن‌ها به‌جای لاتکس از مواد دیگری مثل هیدروژل استفاده شده است، از انواع این کاندوم‌ها هستند(9).

پیش از این بیل گیتس در برنامه  TED Talk درباره مسئله افزایش CO2 که به سبب بالا بودن جمعیت انسان‌ها رخ می‌دهد اظهار نظری کرد که باعث تعجب همگان شد. او در این اظهارات چنین گفت: « امروز جهان 6.8 میلیارد جمعیت دارد و در اندک زمانی به 9 میلیارد نفر خواهد رسید. ما اگر در راستای مسئله واکسن‌های جدید، مراقبت سلامت و خدمات سلامت تولید مثل کارهای بزرگی انجام دهیم، شاید جمعیت جهان 10-15% کاهش یابد. "واکسن‌ها آن چیزهایی هستند که من دوستشان دارم".» مسئله‌ی تعجب‌آور این است که اساساً واکسن‌ها برای ارتقا سلامت و افزایش عمر تولید می‌شوند حال آنکه بیل گیتس می‌خواهد از واکسن‌ها در راستای کاهش جمعیت جهان استفاده کند! بیایید از خودمان بپرسیم: اگر هدف بیل گیتس کاهش جمعیت سیاره ما است، چگونه برنامه‌های واکسیناسیون را برای حفظ زندگی آن‌ها پشتیبانی می‌کند؟ پس واکسیناسیون به هیچ وجه معنی حفظ زندگی را نمی‌دهد! (6)(8).


همچنین بیل گیتس پشتیبان ایجاد پشه‌های GMO[15] است که  ناقل ویروس‌های کشنده هستند. ژاپنی‌ها ادعا می‌کنند که می‌خواهند پشه‌ها را به سرنگ‌های پرواز کننده‌ای تبدیل کنند که واکسن را تزریق می‌کنند و برای این طرح 100000 دلار هزینه مالی از موسسه بیل و ملیندا گیتس دریافت کرده‌اند(6)(7). بیل گیتس همچنین عضو شورای اتحاد ازدیاد جهانی جی پی اِی[16] است. این گروه عامل شورش بوکوهارام و تروریسم در نیجریه است. حامیان این گروه شرکت‌های بیوتکنولوژی هستند که توسط بیل گیتس و مونسانتو اداره می‌شوند، این شرکت‌ها با کشت محصولات کشاورزی طبیعی در نیجریه مبارزه می‌کنند و محصولات تراریخته کشاورزی را جایگزین آن‌ها می‌کنند(7).

از دیگر اقدامات بیل گیتس پشتیبانی از پروژه‌ای است که فضولات انسانی را به آب آشامیدنی وارد می‌کند(8). بیل گیتس که  23 میلیون دلار  از سهام شرکت مونسانتو[17] را داراست مسئول برنامه‌های واکسیناسیون گسترده‌ای است که منجر به فاجعه ابولا شد. بیل گیتس در چندین موقعیت حمایتش از اصلاح نژاد و کاهش جمعیت را بیان کرده است. بیل گیتس که خودش را به ظاهر خیرخواه نشان می‌دهد، این واقعیت که می‌خواهد جمعیت جهان را کاهش دهد را پنهان نمی‌کند. او در جای دیگری می‌گوید: ما باید بین افرادی که شایسته زندگی هستند و افرادی که مزیتی برای جامعه ندارند تفاوت قائل شویم و بر این باور است که کاهش جمعیت باید در جوامع در حال توسعه که پر جمعیت‌تر هستند رخ دهد. این منطق بی‌رحمانه و غیرمنطقی، وحشتناک است. بیل گیتس در نیمه اول زندگی‌اش فرد خوبی به نظر می‌رسید و نیمی از آمریکایی‌ها او را به خاطر فروش نرم‌افزارها و سخت‌افزارهایش به میلیاردها نفر، خوشبخت می‌دانند، اما او در نیمه دوم زندگی‌اش با گروهی از نخبگان همراه شده و به وسیله میلیاردها دلار از دارایی‌اش در راستای کاهش جمعیت جهان تلاش می‌کند و خودش این موضوع را نوعی تجارت معرفی می‌کند. برخی بر این باورند که بیل گیتس به زودی یکی از بدنام‌ترین فعالان در زمینه کاهش جمعیت خواهد شد. بیل گیتس مداوم در مسیر پیدا کردن روش‌های جدیدی برای رسیدن به برنامه‌های پلیدش است (6). با وجود این اقدامات غیر‌انسانی، آیا باز هم بیل گیتس خیرخواه به نظر می‌رسد؟!

اگر بخواهیم بیل گیتس را بیشتر بشناسیم باید با موضوع کنترل جمعیت و اهمیت آن برای نظام سلطه آشنا شویم. بیل گیتس یکی از اعضای انجمن رم است. این انجمن یک سیستم برنامه‌ریزی‌کننده است که مستقل از کاخ‌ سفید کار می‌کند و هدف خاص آن این است که حدود دو میلیارد از جمعیت جهان را از طریق جنگ، قحطی، بیماری و هر وسیله دیگری کاهش دهد. این گروه برنامه‌ریزی‌کننده سیاسی در سال 1975 توسط هنری کیسینجر[18] ایجاد  شده است. هدف این گروه ایجاد ساختارهای سیاسی اقتصادی و ایدئولوژیکی منحصربفرد، یعنی ایجاد یک دولت جهانی  متحد است(7). این انجمن سیاست خارجی ایالات متحده را تعیین می‌کند. هدف سیاست خارجی ایالات متحده کاهش جمعیت است به خصوص در نقاط حساس سیاسی مثل ال‌سالوادور، حوزه بحرانی خلیج فارس، آمریکای لاتین، آسیای جنوب شرقی و آفریقا(7). همچنین بیل گیتس عضو گروه بیلدر برگ[19] است. اعضای این گروه قدرتمندان معروف و  گروهی از نخبگان هستند که سالانه جلسات پنهانی برگزار می‌کنند و درباره آینده جهان و نیز برنامه‌های کنترل جمعیت تصمیم‌گیری می‌کنند(14).

در نهایت گفته‌ی توماس فرگوسن مدیر امور آمریکای لاتین در ادره امورجمعیت(اُ پی اِی[20]) می‌تواند به خوبی ماهیت این دست فعالیت‌ها را روشن کند: «یک برنامه کلی، پشت همه کارهای ما هست و آن کاهش جمعیت است. جمعیت یک مشکل سیاسی است. وقتی جمعیت از کنترل خارج شود، دولت‌ها و حتی فاشیسم باید برای کاهش آن بکار گرفته شود(12).»

[1] - به صورت تدریجی و پیوسته هورمون آزاد می‌کنند.

[2] - Wi-Fi

[3] http://yourlifestory.blogfa.com/post-133.aspx

[4] MIT

[5] Robert Langer

[6] Michael Cima

[7] PhD student John Santini

[8] http://www.huffingtonpost.com/2014/07/10/wireless-birth-control_n_5568336.html

[9]   http://www.factsarestubbornthings.us/2014/07/09/remote-control-contraceptive-microchip-latest-eugenics-promotion-bill-gates-foundation/

[10] 7mm x 20mm x mm20

[11] 1.5cm

[12] http://www.huffingtonpost.com/2014/07/10/wireless-birth-control_n_5568336.html

[13] John Whitehead

[14] تلفیقی از تراشه و آنتن است که با استفاده از امواج رادیویی برای ردیابی افراد و اشیا استفاده می‌شود

[15] پشه های دست کاری ژنتیک شده

[16] (Global Prolife Alliance (GPA

[17] موسانتو شرکتی است که محصولات تراریخته تولید می‌کند

[18] Henry Kissinger

[19] Bilderberg

[20] Office of Population Affairs (OPA)

​1- https://www.dred.com/uk/types-of-contraceptives.html

2- http://yourlifestory.blogfa.com

3- http://www.huffingtonpost.com

4-TWCN Tech News

5- Read more: http://www.businessdictionary.com/definition/beta-test.html

6-http://mysteriousearth.net

7-www.factsarestubbornthings.us

8- http://www.trueactivist.com

9- National news

10- fellowshipoftheminds.com

11- Global research

12- http://educate-yourself.org

13- fa.wikipedia.org

14- Globalresearch.ca

بمجموعه مربوطه بیوتروریسم

امام جواد علیه السلام پاسدار حریم وحی

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت جواد علیه السلام بر این باور بود كه آیات الهی باید در جامعه فراگیر شود و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلالهای روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت سعی می كرد كه در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده كند.

 


طلیعه
حضرت امام محمدتقی علیه السلام در دهم ماه رجب سال 195. ق در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت رضا علیه السلام و مادر ارجمندش بانویی مصری تبار به نام سبیكه می باشد. ریحانه و خیزران از دیگر نامهای مادر امام جواد علیه السلام است. حضرت رضا علیه السلام در مورد منزلت فرزندش امام جواد علیه السلام و مادر مكرمه آن حضرت، به یارانش فرمود: من دارای پسری شده ام كه همچون موسی علیه السلام شكافنده دریاها [ی علم] است و همانند عیسی علیه السلام مادری قدسیه و پاكیزه دارد. (1)
پیشوای نهم در سن 7 سالگی به امامت رسید و هفده سال رهبری شیعیان را به عهده داشت. دوران امامت حضرتش با دو نفر از خلفای ستم پیشه عباسی مامون و معتصم مقارن بود. حضرت جواد علیه السلام در داشتن تمام صفات زیبای اخلاقی و انسانی سرآمد خوبان روزگار بود. پارسایی، علم و دانش و بخشندگی اش موجب شده بود كه با القاب جواد، تقی، مرتضی و منتجب شناخته شود. اما در این میان لقب «ابن الرضا» بخاطر شكوه و جلالت امام رضا علیه السلام در میان مردم شهرت بیشتری داشت و حتی بعد از آن حضرت، مردم امام دهم و یازدهم علیهما السلام را نیز با همین لقب بیشتر می شناختند. امام رضا علیه السلام هنگام خطاب به یگانه فرزندش، بیشتر، از كنیه «ابو جعفر» - كه نشانه احترام خاصی است - استفاده می كرد. (2)
امام محمدتقی علیه السلام كه در نوجوانی به مقام رفیع امامت نائل شده بود، در سن 25 سالگی و در عنفوان جوانی به دستور معتصم عباسی و توسط همسر بی وفایش ام الفضل (دختر مامون) در شهر بغداد به شهادت رسید.
حضرت جواد علیه السلام از همسر دیگرش، سمانه مغربیه، دارای چهار فرزند پسر، به نامهای: ابوالحسن امام علی النقی علیه السلام، ابو احمد موسی مبرقع، ابو احمد حسین و ابو موسی عمران؛ و چهار فرزند دختر، به نامهای: فاطمه، خدیجه، ام كلثوم و حكیمه بود. (3) حكیمه دختر امام جواد علیه السلام همان بانوی با فضیلت و مؤدب است كه در هنگام تولد حضرت مهدی علیه السلام در منزل برادر زاده اش امام حسن عسكری علیه السلام حضور داشت و به نرجس خاتون یاری می كرد.

شایسته ترین ترجمان قرآن
امامان معصوم علیهم السلام كه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله حجت خدا و جانشین پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به شمار می روند شایسته ترین ترجمان وحی و آشناترین كس به تفسیر قرآن می باشند. بر این اساس اگر بخواهیم كلام وحی را معنا كنیم، اول باید به سراغ امامان معصوم علیهم السلام برویم.
امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: «این قرآن، خطوطی است كه در میان جلد پنهان است، با زبان سخن نمی گوید و نیازمند مفسر و ترجمان است.....» و سپس فرمودند: «فنحن احق الناس به؛ ما [امامان معصوم علیهم السلام] برای [تفسیر و ترجمان] قرآن از همه مردم شایسته تریم..» (4)


امام باقر علیه السلام در معنای آیه «و ما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم.» (5) ؛ فرمود: یعنی «معنی تمام قرآن را جز خداوند و كسانی كه راسخ در علم هستند (6) نمی دانند..» و امام صادق علیه السلام راسخان در علم را چنین معرفی كرد: «نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تاویله؛ ما [اهل بیت] راسخان در علم هستیم و ما تاویل قرآن را می دانیم..»
پیشوای پنجم ضمن گفتار روشنگرانه ای كه در مورد امتیازات اهل بیت علیهم السلام بیان فرموده است، به این نكته اشاره كرده، می فرماید: «نحن تراجمة وحی الله؛ (7)
ما مترجمان وحی الهی هستیم..» امام صادق علیه السلام در معنای آیه: «بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم.» ؛ (8) «ولی این قرآن آیات روشنی است كه در سینه دانشوران [و اهل علم] جای دارد..» فرمود: «مقصود از اهل علم كه دانش تفسیر قرآن را در سینه خود جای داده اند، امامان معصوم علیهم السلام هستند..» (9)
با توجه به نكات فوق در این نوشتار سعی شده است كه برخی از نكته های تفسیری و مفاهیم قرآنی از سیره و سخن امام جواد علیه السلام استخراج شده و به مبلغان و مخاطبان گرامی عرضه شود، تا با پیروی از شیوه تبلیغی آن حضرت در عرضه مطالب بلند وحیانی، با برخی از معانی آیات الهی نیز آشنا شویم.



ترویج آیات قرآن
حضرت جواد علیه السلام بر این باور بود كه آیات الهی باید در جامعه فراگیر شود و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلالهای روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت سعی می كرد كه در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده كند. داستان زیر نمونه ای از این حقیقت است.
قاسم بن محسن می گوید: در سفری كه به مكه رفته بودم در راه به شخص ضعیف و مستحقی برخورد كردم، از من چیزی خواست و من هم یك قرص نان به او صدقه دادم، سپس به راه خود ادامه دادم، در راه گردباد تندی وزید و عمامه ام را با خود برد. من هر چه تلاش كردم نفهمیدم كه به كدام سمت برد. هنگام بازگشت در مدینه به حضور امام جواد علیه السلام رفتم، امام به من فرمود: ای قاسم! عمامه ات را در راه باد با خودش برد؟ گفتم: بلی. امام به خادم خود فرمود: برو عمامه قاسم را بیاور و او عینا عمامه خودم را برایم آورد. من با شگفتی تمام به حضرت عرضه داشتم: ای پسر رسول خدا! این عمامه چگونه بدست شما رسید. امام پاسخ داد: تو در راه به مستمندی صدقه دادی و خداوند احسان تو را پذیرفت و به شكرانه آن، عمامه ات را به تو برگرداند. حضرت جواد علیه السلام در ادامه سخن خویش این آیه را قرائت كرد: «ان الله لا یضیع اجر المحسنین.» (10) ؛ «خداوند متعال مطمئنا پاداش نیكوكاران را ضایع و تباه نمی سازد (11) ..»

كودكی در مسند امامت
روزی علی بن اسباط (یكی از شیعیان كوفی) در دوران كودكی امام جواد علیه السلام به حضور آن حضرت شرفیاب شد. او می گوید: من دقیقا به قد و قامت آن بزرگوار خیره شده و قیافه و حركات و سكناتش را زیر نظر داشتم تا در موقع مراجعت، شكل و شمایل امام جواد علیه السلام را بهتر برای یارانم در مصر نقل كنم. درست در همین هنگام كه با این اندیشه به او نگاه می كردم، آن حضرت نشست و رو به سوی من كرده و گفت: «ای علی بن اسباط! خداوند كاری را كه در مسئله امامت كرده، همانند كاری است كه در مسئله نبوت انجام داده است. گاهی در قرآن می فرماید: «و آتیناه الحكم صبیا» (12) ؛ «ما به یحیای پیامبر علیه السلام در دوران كودكی فرمان [نبوت] دادیم..» و گاهی در مورد انسانها می فرماید: «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنة.» (13) ؛ «تا زمانی كه به كمال قدرت و رشد عقلی برسد و به چهل سالگی بالغ گردد..» با توجه به این آیات همانگونه كه ممكن است خداوند متعال حكمت را به انسانی در كودكی بدهد، در قدرت اوست كه آن را در چهل سالگی بدهد..» (14) و به این ترتیب هر گونه شك و شبهه را در مورد امامتش از ذهن علی بن اسباط زائل نمود.
برای توضیح بیشتر نقل روایتی از امام رضا علیه السلام در اینجا مناسب می نماید: روزی صفوان بن یحیی به حضرت رضا علیه السلام عرضه داشت: قبل از آنكه خداوند متعال فرزندت - حضرت ابوجعفر - را به شما عطا كند، می فرمودید كه خداوند به من پسری خواهد بخشید. اینك خداوند متعال او را به شما ارزانی كرد و چشم ما به جمالش روشن شد. حال می پرسیم، - خدای نكرده - اگر خبری شد [و شما از دنیا رفتید!] بعد از شما ما به چه كسی رجوع كنیم؟ امام رضا علیه السلام به فرزندش حضرت جواد علیه السلام - كه پیش رویش ایستاده بود - اشاره كرد. صفوان بن یحیی با كمال تعجب گفت: ایشان كه كودكی سه ساله هستند؟! [چطور می شود یك كودك امام باشد؟] امام فرمودند: «و ما یضره من ذلك شی ء قد قام عیسی بالحجة و هو ابن ثلاث سنین؛ كودك بودن او در امامتش مشكل ایجاد نمی كند، عیسی علیه السلام در سه سالگی به حجیت الهی قیام نموده [و به نبوت رسید] ..» (15)
علی بن اسباط می گوید: روزی به امام جواد علیه السلام عرض كردم: ای مولای من! مردم به كوچكی سن شما ایراد می گیرند و به این جهت از پذیرفتن امامتتان سر باز می زنند. امام در پاسخ فرمودند: چرا آنان این نكته را بر من ایراد می گیرند؟ به خدا سوگند! خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود: «قل هذه سبیلی ادعو ا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی.» (16) ؛ «بگو: این راه من است! من و هر كسی كه پیرو من باشد، با بصیرت كامل، [همه مردم را] به سوی خدا دعوت می كنیم..»
و غیر از علی علیه السلام در اول اسلام كسی از رسول الله صلی الله علیه و آله پیروی نكرد. و آن حضرت در آن هنگام 9 ساله بود و من هم 9 سال دارم. (17) [كه با بصیرت كامل مردم را به سوی خدا هدایت می كنم؟]

سوگندهای قرآن
یكی از مهمترین عوامل پیشرفت جوامع، سوق دادن افراد آن به سوی علم و دانش و تفكر است. قرآن كریم با شیوه های مختلفی انسانها را به تفكر واداشته است. یكی از این شیوه ها، سوگندهای آن است. معمولا امور مقدس و ارزشمند مورد قسم قرار می گیرند. خداوند متعال در موارد متعددی از كتاب خویش به پدیده های طبیعی جهان آفرینش قسم می خورد؛ و شب و روز و ستاره و خورشید و ماه و امثال آن مورد سوگند خداوند متعال قرار گرفته اند. علی بن مهزیار درباره سوگندهای قرآن از محضر امام جواد علیه السلام نكته ای را نقل كرده است كه قابل دقت و بررسی است. او روزی از پیشوای نهم سؤال كرد: سوگندهای قرآن همانند: «و اللیل اذا یغشی والنهار اذا تجلی والنجم اذا هوی.» و نظائر اینها برای چه در قرآن مورد قسم قرار گرفته است؟ امام فرمود: خدای تعالی [برای بیداری انسان و تحریك اندیشه و عقل وی] می تواند به هر یك از مخلوقاتش كه بخواهد سوگند یاد كند ولی مردم جز به ذات او، به چیز دیگری نباید سوگند یاد كنند. (18)

هدایت گمراهان با آیات الهی
قاسم بن عبدالرحمن به مذهب زیدیه گرایش داشت، اما با شنیدن آیاتی از قرآن كه امام جواد علیه السلام بر وی قرائت كرد، با حقیقت آشنا شده و به امامت امام جواد علیه السلام و سائر ائمه اعتقاد پیدا كرد. او در این مورد می گوید: من زمانی به مذهب زیدیه تمایل داشتم تا اینكه به بغداد سفر كردم و مدتی آنجا بودم، در همان ایام روزی در یكی از خیابانهای بغداد، دیدم مردم با شور و شوق وصف ناپذیری به یك نقطه معلومی متوجه هستند؛ بعضی می دوند، بعضی بالای بلندیها می روند، بعضی ایستاده و آنجا را تماشا می كنند. پرسیدم: چه خبر است؟ گفتند: ابن الرضا! (حضرت جواد فرزند امام رضا علیه السلام) می آید. گفتم: من هم باید او را ببینم. تا آنكه حضرت جواد علیه السلام سوار بر قاطر نمایان شد. من همچنان كه به او خیره شده بودم، پیش خودم گفتم: خداوند گروه امامیه را از رحمت خود دور كند، آنها اعتقاد دارند كه پروردگار متعال، اطاعت این جوان را بر مردم واجب گردانیده است! همین كه این اندیشه در ذهن من خطور كرد، آن حضرت راهش را به سوی من كج كرد و رو به من كرده، این آیه را قرائت كرد: «ابشرا منا واحدا نتبعه انا اذا لفی ظلال و سعر» (19) ؛ [قوم ثمود گفتند:] آیا ما بشری از جنس خود را پیروی كنیم؟ در این صورت ما در گمراهی و جنون خواهیم بود..»
با شنیدن این آیه - كه از دل من گواهی می داد - با خود اندیشیدم كه: مثل اینكه او ساحر و پیشگو است كه از اندیشه های نهانی من خبر می دهد؟ حضرت جواد علیه السلام دوباره مرا خطاب كرده و این آیه را تلاوت فرمود: «ء القی الذكر علیه من بیننا بل هو كذاب اشر» (20) ؛
«آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده؟! نه، بلكه او آدم بسیار دروغگو و خودپسندی است..» وقتی كه متوجه شدم حضرت جواد علیه السلام واقعا از اندیشه های قلبی من خبر می دهد و این برای افراد عادی ممكن نیست، فهمیدم كه او ولی خدا و امام مسلمین است. بعد از آن از مذهب زیدیه دست برداشته، اعتقادم به آن بزرگوار كامل شد و به امامت حضرتش اقرار كرده و اعتراف نمودم كه او حجت خدا بر مردم است. (21)

پیامبران مرسل
حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در تفسیر ذالكفل - كه در آیه 48 سوره ص مورد ستایش خداوند قرار گرفته - می گوید: نامه ای به امام جواد علیه السلام نوشتم و در آن از نام «ذا الكفل.» و اینكه آیا او پیامبر مرسل بود یا نه؟ پرسش نمودم. امام جواد علیه السلام در پاسخ فرمود: خدای متعال یكصد و بیست و چهار هزار پیامبر فرستاد، و سیصد و سیزده نفر از آنان مرسل بودند و «ذو الكفل.» یكی از آن مرسلین است كه بعد از سلیمان بن داود می زیست، و در میان مردم مانند داود علیه السلام قضاوت می كرد و جز برای خدای عزوجل خشمگین نمی شد و نام شریف او «عویدیا» بود. او همان است كه خدای عز وجل در كتاب شریف خود از او نام برده و فرمود: «واذكر فی الكتاب اسمعیل والیسع و ذالكفل كل من الاخیار» (22) ؛ «و در این كتاب به یاد آر «اسماعیل.» و «یسع.» و «ذو الكفل.» را كه همه از نیكان بودند..»

نامهای خداوند
ابو هاشم جعفری از امام جواد علیه السلام سؤال كرد كه معنای واحد چیست؟ حضرت پاسخ داد: اجماع و اتفاق زبانهای مردم به یگانگی و وحدانیت خداوند متعال می باشد، چون خداوند در قرآن كریم می فرماید: «و لئن سالتهم من خلقهم لیقولن الله.» (23) ؛ «و اگر از آنان بپرسی چه كسی آنانرا آفریده است، قطعا همه آنان خواهند گفت: خدا..» (24)
وی همچنین معنای صمد را - كه در سوره توحید آمده است - از امام جواد علیه السلام چنین نقل می كند:
«صمد یعنی بزرگی كه تمام موجودات عالم در نیازهای كوچك و بزرگ خود به او مراجعه كرده و محتاج اویند..» (25)

مقابله با تحریف كنندگان قرآن
احمد بن محمد بن سیاری (26) حدود صد و هشتاد و هشت روایت در مورد تحریف قرآن نقل كرده است. وی كه فردی غیرقابل اعتماد و در نقل احادیث ضعیف و كذاب می باشد مورد قدح امام جواد علیه السلام قرار گرفت. آن حضرت احمد سیاری را - كه در مورد امامت دچار غلو شده بود و احادیثی را در مورد تحریف قرآن جعل می كرد - در نامه های خود تكذیب نموده و ادعاهای او را باطل و بی اساس خواند. (27)

اندیشه های ناب در تفسیر قرآن
امام جواد علیه السلام به عنوان پاسدار حریم وحی از تفسیرهای نابجا و غیر عقلانی آیات قرآن جلوگیری كرده و علماء و دانشمندان را به سوی فهم صحیح آیات راهنمایی می كرد. در اینجا به دو مورد اشاره می كنیم:
1. روزی در مجلس معتصم، برخی از دانشمندان به آیه ای استناد كرده و یك حكم شرعی صادر نمودند. امام جواد علیه السلام كه در آن جلسه حضور داشت خطای آنان را گوشزد نموده و تفسیر صحیح را برای حاضرین ارائه نمود.
محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی در تفسیر خود ماجرای آن مجلس را چنین آورده است: در زمان معتصم عباسی، عوامل خلیفه عده ای دزد را - كه راههای عمومی در بین شهرها را برای مسافرین و كاروانهای حج نا امن كرده بودند - دستگیر كرده و از مركز خلافت در مورد چگونگی مجازات آنان خواستار دستور بودند. خلیفه در مورد این حادثه حساس، مجلس مشورتی تشكیل داده و از دانشمندان عصر، كیفیت اجرای حد شرعی را در مورد آنان خواستار شد. آنان گفتند: قرآن در این مورد بهترین راهكار است، آنجا كه می فرماید: «انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض.» (28) ؛ «كیفر كسانی كه با خدا و رسول او به جنگ و محاربه بر می خیزند و در روی زمین در اشاعه فساد تلاش می كنند، این است كه: اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنان به عكس یكدیگر قطع شود و یا اینكه از سرزمین خود تبعید گردند..»
آنان به خلیفه پیشنهاد كردند طبق این آیه، یكی از كیفرهای فوق را در مورد تبهكاران انتخاب كند. معتصم عباسی در همان جلسه از امام جواد علیه السلام نیز نظر خواست. آن حضرت اول از اظهار نظر خودداری كرد، اما وقتی كه با اصرار خلیفه مواجه شد، نظر خود را چنین اعلام كرد: اینان در استدلال به آیه خطا كردند. استنباط حكم شرعی از این آیه دقت بیشتری می طلبد و باید تمام جوانب مسئله در نظر گرفته شود و نسبت به جرمهای مختلف كیفرها فرق می كند؛ زیرا این مسئله صورتهای مختلف و احكام جداگانه دارد: 1. اگر این راهزنان فقط راه را نا امن كرده اند؛ نه كسی را كشته و نه مال دیگری را به غارت برده اند، مجازات آنان فقط حبس است و این همان معنای نفی از ارض است. 2. اگر راه را ناامن كرده و افراد بی گناهی را كشته اند، اما به مال دیگران تجاوز نكرده اند، مجازات آنان اعدام است. 3. اگر امنیت را از راههای عمومی سلب كرده، انسانهای بی گناه را كشته و مال مردم را نیز به غارت برده اند، كیفر آنان باید سخت تر باشد؛ یعنی اول دست و پایشان را به عكس همدیگر قطع می كنند، پس به دار مجازات آویخته می گردند.

معتصم این نظریه را پسندیده و به عامل خود دستور داد، طبق نظر امام جواد علیه السلام عمل كند. (29)
2. زرقان، یكی از دوستان صمیمی احمد بن ابی داود، قاضی بغداد بود. او می گوید: روزی دوستم احمد را دیدم كه از مجلس معتصم - هشتمین خلیفه عباسی - می آید؛ اما خیلی افسرده و ناراحت است. گفتم: چرا این قدر ناراحت و افسرده ای؟ پاسخ داد: امروز در مجلس خلیفه، ابو جعفر ابن الرضا علیه السلام چنان مرا عاجز و درمانده كرد كه آرزو كردم، ای كاش بیست سال پیش از این مرده بودم و مثل چنین روزی را نمی دیدم!! گفتم: مگر چه شده؟ گفت: امروز در مجلس خلیفه نشسته بودیم، شخصی را به اتهام دزدی پیش خلیفه آوردند و او به سرقت اعتراف كرد. در این حال، معتصم به دانشمندان و فقهای مجلس رو كرده و گفت: چگونگی اجرای حد الهی بر این دزد را بیان كنید! دست او را چطور قطع كنیم؟
من گفتم: دست دزد را باید از مچ قطع كرد. خلیفه پرسید، به چه دلیل؟ گفتم: به دلیل آنكه دست، انگشتان و كف تا مچ را شامل می شود و خداوند در آیه تیمم فرموده: «فامسحوا بوجوهكم و ایدیكم منه.» ؛ « [با خاك پاك تیمم كنید و] از آن، بر صورت [پیشانی] و دستها [تا مچ] بكشید..»
بسیاری از علماء در این نظریه با من موافقت كرده و آن را تایید نمودند. اما عده ای دیگر گفتند: باید دست را از آرنج برید. خلیفه پرسید: به چه دلیل؟ گفتند: به دلیل آیه وضو كه می فرماید:
«فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الی المرافق.» ؛ « [هنگام اقامه نماز] صورت و دستها را تا آرنج بشویید..» خداوند متعال حدود دست را در این آیه تا آرنج معین كرده است. برخی نیز فتوا دادند كه: باید از شانه، دست را قطع كرد و استدلال می كردند كه دست از انگشتان تا شانه را شامل می شود.
خلیفه با مشاهده اختلاف آراء در میان فقها متحیر شده و به محمد بن علی علیهما السلام رو كرده و گفت: ای ابا جعفر! در این موضوع شما چه می گویید! او پاسخ داد: علماء گفتارهای خود را بیان كردند و شما شنیدید؛ مرا از بازگو كردن نظریه ام معاف بدار! خلیفه گفت: شما را به خدا سوگند نظر خود را در این موضوع بیان كنید.
حضرت جواد علیه السلام فرمودند: اكنون كه قسم دادی، به ناچار نظر خود را می گویم: این حدود كه علمای مجلس تعیین كردند صحیح نیست، بلكه باید چهار انگشت او، بدون انگشت ابهام، بریده شود.
خلیفه گفت: دلیل شما برای این مدعا چیست؟ محمد بن علی علیهما السلام پاسخ داد:
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «السجود علی سبعة اعضاء: الوجه والیدین و الركبتین والرجلین؛ سجده با هفت عضو انجام می شود: پیشانی، دو [كف] دست، دو زانو و دو [انگشت ابهام] پا..» ای خلیفه! هرگاه دست را از مچ، یا از مرفق جدا كنند، دیگر دستی برای سجده باقی نمی ماند؛ در صورتیكه خداوند متعال در قرآن می فرماید: «و ان المساجد لله.» ؛ «مواضع سجده مخصوص خداوند است..» و هر چه برای خدا باشد بریده نمی شود. معتصم از این استدلال قرآنی شگفت زده شد و آن را تصدیق نمود. آنگاه دستور داد انگشتان دزد را طبق نظر محمد بن علی علیهما السلام بریدند. (30)
زرقان در ادامه سخن خود می گوید: ابن ابی داود از آن روز به بعد سخت مضطرب و پریشان احوال بود و با خود می گفت: چرا نظریه او - كه قاضی مخصوص خلیفه است - پذیرفته نشد، اما فتوای یك جوان پذیرفته شد و او از شدت حسد بر خود می پیچید، تا اینكه بعد از سه روز پیش معتصم رفته و چنین گفت: نصیحت و خیرخواهی امیرالمؤمنین بر من واجب است و من می ترسم اگر این سخن را نگفته باشم، در روز قیامت در آتش جهنم بسوزم. پرسید: چه می خواهی بگویی؟! ابن ابی داود گفت: وقتی شما مجلسی را مركب از علماء و فقها تشكیل می دهید، تا امر مهمی از امور دینی مطرح شود و در آن مجلس وزراء، امراء، فرماندهان نظامی، صاحب منصبان كشور، دربانان و خدمتگزاران حضور دارند، گفتگوها و مذاكرات این مجلس را مردم در خارج می شنوند و به همه جا پخش می شود، با این حال شما در چنین جلسه با شكوهی رای فقها را رد كرده و گفته یك مرد جوانی را می پذیرید كه عده زیادی به امامت او قائل هستند و آنان او را به مقام خلافت شایسته تر می دانند، این عمل شما موجب می شود كه جایگاه محمد بن علی علیهما السلام در میان مردم تقویت شده و حكومت شما تضعیف شود!
هنگامی كه خلیفه عباسی سخنان كینه توزانه این قاضی حسود را شنید، رنگش تغییر یافت و به او گفت: خدای متعال به تو جزای خیر دهد كه مرا راهنمایی كرده و آگاه ساختی.
سخن چینی ابن ابی داود آنچنان خلیفه را دگرگون كرده و افكارش را پریشان ساخت كه به فاصله چند روز امام جواد علیه السلام را مسموم كرده و به شهادت رساند. (31)

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج 50، ص 15.
2) گفتنی است كه امام جواد علیه السلام پسری به نام جعفر نداشت تا مكنی به ابو جعفر باشد، اما از آنجایی كه آن حضرت شباهت زیادی به جدش امام باقر علیه السلام داشت به ابو جعفر ثانی مشهور گردید.
3) منتهی الآمال، ج 2، ص 350.
4) نهج البلاغه، خطبه 125.
5) آل عمران/7.
6) تفسیر صافی، ج 1، ص 318.
7) كافی، ج 1، ص 192.
8) عنكبوت/49.
9) تفسیر الصافی، ج 1، ص 20.
10) توبه/120.
11) الخرائج، ج 1، ص 377؛ كشف الغمه، ج 2، ص 367.
12) مریم/12.
13) احقاف/15.
14) كافی، مولد ابی جعفر محمد بن علی الثانی، حدیث 3.
15) المیزان، ج 14، ص 55.
16) یوسف/108.
17) تفسیر قمی، ج 1، ص 358.
18) المیزان، ج 20، ص 307.
19) قمر/24.
20) همان/25.
21) كشف الغمه، ج 3، ص 216؛ معجم رجال الحدیث، ج 15، ص 26.
22) المیزان، ج 17، ص 216، ذیل آیه 48 سوره ص.
23) زخرف/87.
24) المیزان، ج 18، ص 128.
25) المیزان، ذیل سوره توحید.
26) نجاشی در مورد وی می نویسد: وی در زمان امام عسكری علیه السلام از نویسندگان آل طاهر بود. او دارای اعتقادات فاسد و در نقل حدیث ضعیف می باشد. (رجال نجاشی، ص 80) . شیخ طوسی نیز احمد سیاری را در كتاب رجال خود، بدون اینكه تایید یا توثیق نماید، در ردیف راویان امام هادی و امام عسكری علیهما السلام به شمار آورده است. (رجال الشیخ، ص 384 و 397) . اما در كتاب فهرست خویش او را شدیدا تخطئه و تضعیف كرده و به اعتقادات نادرست وی اشاره نموده است. (فهرست شیخ طوسی، ص 23) .
27) معجم رجال الحدیث، ج 3، ص 73.
28) مائده/33.
29) تفسیر العیاشی، ج 1، ص 315.
30) وسائل الشیعه، ج 28، ص 253.
31) تفسیر عیاشی، ج 1، ص 319؛ جلوه هایی از نور قرآن، ص 137.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 45.

امام جواد علیه السلام در یك نگاه

 

 

 

 

 

 

 


حضرت امام محمد تقی، امام نهم شیعیان، كنیه اش «ابوجعفر» و لقب دیگر او «جواد» می باشد. در نیمه ماه رجب 195 ه. ق، در حالی كه سخت پدرش چشم انتظار فرزندی چون او بود، در مدینه منوره دیده به جهان گشود...


تو گل گلواژه های شعر صدها چون كمیتی // من گدای خانه زادم، تو جواد اهل بیتی
تو ولیعهد عزیز پادشاه ارض طوسی // تو یكی یكدانه ماهِ خانه شمس الشموسی

امام جواد علیه السلام در یك نگاه ( 1 )
حضرت امام محمد تقی، امام نهم شیعیان، كنیه اش «ابوجعفر» و لقب دیگر او «جواد» می باشد. در نیمه ماه رجب 195 ه. ق، در حالی كه سخت پدرش چشم انتظار فرزندی چون او بود، در مدینه منوره دیده به جهان گشود، و شهر مدینه و عالم را با نور خویش روشن نمود.
پدر بزرگوارش حضرت رضا علیه السلام و مادر ارجمندش بانوی مصری تباری به نام «سبیكه» است كه از خاندان «ماریه قبطیه»، همسر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، به شمار می رود؛ بانویی كه از نظر فضائل اخلاقی، در درجه والایی از انسانیت قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛ به طوری كه امام رضا علیه السلام از او به عنوان بانویی منزه و پاكدامن و با فضیلت یاد می كرد. «ریحانه» و «خیزران» از دیگر نامهای مادر امام جواد علیه السلام است.
حضرت در مجموع دوران امامت خود با دو خلیفه عباسی، یعنی مأمون (193 ـ 218) و معتصم (218 ـ 227) معاصر بوده است. ( 2 )

مراسم ولادت
حضرت رضا علیه السلام پیشاپیش خبر ولادت فرزندش امام جواد علیه السلام را به اطرافیان داده بود، از جمله: شبی خواهرش حكیمه خاتون را احضار نمود و فرمود: «ای حكیمه! امشب فرزند با بركت خیزران متولد می شود كه تو باید در نزد او حاضر باشی..» آن گاه فرمود: «فَاِذا هِی وَلَدَتْ فَاَلْزِمیها سَبْعَةَ ایامٍ؛ ( 3 ) هرگاه او (خیزران) زایمان نمود، هفت روز همراه او باش..»
حكیمه خاتون می گوید: پاسی از شب گذشت تا اینكه نوزاد رضا علیه السلام در حالی كه پرده نازك نورانی بر او پوشیده بود، به دنیا آمد و نوری از او ساطع بود كه تمام حجره را روشن نمود؛ به گونه ای كه از نور چراغ بی نیاز شدیم. آن نوزاد نورانی را در دامن خود گذاشتم و پرده را از خورشید جمالش كنار زدم. ( 4 ) حكیمه اضافه می كند: در لحظه ای كه امام جواد به دنیا آمد، فرمود: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَاَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّه ( 5 ) ؛ گواهی می دهم كه خدایی غیر از خدای یگانه نیست، و به راستی محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا است..»


و در روز سوم ولادتش وقتی عطسه كرد، فرمود: «اَلْحَمْدُ للّه ِ وَصَلّی اللّه عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلَی الاَئِمّةِ الرّاشِدین ( 6 ) ؛ ستایش مخصوص خداست و درود خدا بر محمد و امامان هدایتگر باد..»
حكیمه وقتی این جملات را از امام جواد علیه السلام شنید با شتاب نزد امام رضا علیه السلام رفت و عرض كرد از این طفل عجایبی دیدم. حضرت فرمود: آن عجایب چیست؟ حكیمه جملات لحظه ولادت و هنگام عطسه حضرت را بیان نمود. حضرت رضا فرمود: «یا حَكیمةُ، ماتَرَوْنَ مِنْ عَجائِبِه اَكْثَرُ ( 8 ) ؛ ای حكیمه! [در آینده] عجایب بیشتری از او خواهید دید..»

امام جواد علیه السلام از دیدگاه دیگران
1. محمد بن طلحه شافعی (م ـ 652 ه.) می گوید: «وَاِنْ كانَ صَغیرَ السنِّ فَهُوَ كَبیر الْقَدْرِ رَفیعُ الذِّكْرِ ( 8 ) ؛ هرچند او (امام جواد) سن كمی داشت، ولی بزرگ مقدار و بلند آوازه بود..»
2. ابن حجر میثمی می گوید: «مأمون او رابه دامادی انتخاب كرد، زیرا با وجود كمی سن از نظر علم و آگاهی و حلم بر همه دانشمندان برتری داشت..» ( 9 )
3. ابن جوزی حنفی (م ـ 654 ه.) می گوید: «امام محمد ابوجعفر ثانی در علم و تقوی و زهد و بخشش بر روش پدران خویش بود... و از لقبهای او مرتضی و قانع است..» ( 10 )
به بهانه نیمه رجب سالروز ولادت آن حضرت، در این مقال برآنیم كه راز «مولود با بركت» بودن حضرت را بیان داریم.

مولود با بركت
در خانواده امام هشتم، و محافل شیعیان، از حضرت جواد علیه السلام به عنوان مولودی با بركت یاد می شد و این شهرت نیز ریشه در كلام خود امام هشتم علیه السلام دارد كه بارها این مسئله را یادآوری نموده اند كه به نمونه هایی اشاره می شود:
1. «ابویحیای صنعانی» می گوید: روزی در محضر امام رضا علیه السلام بودم، فرزندش ابوجعفر را كه خردسال بود آوردند: حضرت فرمود: «هذَا الْمَوْلُودُ الَّذی لَمْ یولَدْ مُوْلُودٌ اَعْظَمُ بَرَكَةً عَلی شیعَتِنا مِنْهُ ( 11 ) ؛ این مولودی است كه با بركت تر از او برای شیعیان ما زاده نشده است..»
2. «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» می گویند: خدمت امام رضا علیه السلام بودیم كه ابوجعفر امام جواد علیه السلام را آوردند، عرض كردیم: این همان مولود پر خیر و بركت است؟ حضرت فرمود: «بله! این همان مولودی است كه در اسلام با بركت تر از او زاده نشده است..» ( 12 )
3. در مكه مكرمه نیز به عده ای فرمود: «این مولودی است كه در اسلام، مانند او با بركت برای شیعیان ما زاده نشده است..» ( 13 )
بر اساس آنچه كه شواهد و قرائن نشان می دهد، مقصود از با بركت بودن حضرت این است كه تولد او در شرائط خاصی صورت گرفت كه در آن زمان خیر و بركت خاص و ویژه ای برای شیعیان به ارمغان آورد؛ زیرا عصر امام رضا علیه السلام عصر ویژه ای بود و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعد، با مشكلاتی روبه رو بوده كه در دوران امامان قبلی چنین مشكلاتی وجود نداشته است؛ به این دلیل كه از یك سو، پس از شهادت امام كاظم علیه السلام گروهی كه بعدها به «واقفیه» معروف شدند، بر اساس انگیزه های مادی، امامت حضرت رضا علیه السلام را انكار كردند و از سوی دیگر، حضرت رضا علیه السلام تا چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده و از سوی سوم، در احادیث فراوانی كه از طریق اهل سنت و شیعیان از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است كه امامان دوازده نفرند و نه نفر آنان از نسل امام حسین علیه السلام خواهند بود ( 14 )، فقدان فرزند برای حضرت رضا علیه السلام هم امامت خود آن حضرت را و هم تداوم امامت را زیر سؤال می برد. و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده، امامت امام رضا علیه السلام را انكار می كردند.
گواه و شاهد این تحلیل، اعتراض «حسین بن قیاما واسطی» به امام در این مورد و پاسخ آن حضرت است. «ابن قیاما» كه از سران واقفیه بوده است، طی نامه ای امام رضا علیه السلام را متهم به عقیمی كرد و نوشت: چگونه ممكن است امام باشی، در صورتی كه فرزند نداری! حضرت در پاسخ نوشت: «از كجا می دانی كه من دارای فرزندی نخواهم بود؟» در ادامه فرمود: «وَاللّه ِ لا تَمْضی الایامُ وَاللَّیالی حَتّی یرْزُقَنِی اللّه ُ وَلَدا ذَكَرا یفْرُقُ بِهِ بَینَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ ( 15 ) ؛ به خدا سوگند! بیش از چند روز و شب نمی گذرد كه خداوند فرزند پسری روزی من می گرداند كه به وسیله او بین حق و باطل جدایی می افتد..»
این سم پاشی تبلیغی از طرف واقفیه، منحصر به یك مورد نبوده است، بلكه به مناسبتهای مختلف و موارد متعدد و گوناگون تكرار می شده است و امام هشتم علیه السلام نیز به آنان جواب می داده، از جمله فرموده است: «واللّه ِ لاَتَمضی الایامُ وَاللَّیالی، حَتّی یولَدُ ذَكر مِنْ صُلْبی یقُومُ مِثْلَ مَقامی یحْیی الْحَقَّ وَیمْحی الْباطِلَ ( 16 ) ؛ به خدا سوگند! شب و روزهایی نخواهند گذشت مگر آنكه فرزندی از نسل من به دنیا می آیدو جای من قرار گرفته، حق را زنده و باطل را نابود می كند..»
به این جهت، امام هشتم علیه السلام و شیعیان سخت در فشار دشمنان قرار داشتند تا آن روزی كه حضرت جواد علیه السلام پا به دنیا گذاشت و با نور وجودش به تمام سم پاشیها و تبلیغها خاتمه داد، و پیش بینیهای پدر بزرگوارش نیز به وقوع پیوست، و موضع امام هشتم علیه السلام و شیعیان كه از این نظر در تنگنا بودند، تقویت گردید و وجهه تشیع بالا رفت..» ( 17 )
از اینرو، حضرت رضا علیه السلام از همان ابتدا از جوّ به وجودآمده به نفع خود بهره برداری نمود، و پایه های امامت فرزندش، جواد الائمه علیهم السلام رامحكم نمود و بارها به شیعیان اعلام نمود كه: «هذا اَبُو جَعْفَرٍ قَدْ اَجْلَسْتُهُ مَجْلِسی وَصَیرْتُهُ مَكانی ( 18 ) ؛ این ابوجعفر [امام جواد] است كه اورا جای خود نشاندم و جانشی ن خود قرار دادم..»

سم پاشیها
وسوسه ها و سم پاشیهای مخالفان خاندان امامت و واقفیه درباره حضرت رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام به حدّی بود كه حتی پس از ولادت حضرت جواد علیه السلام كه همه مخصوصا واقفیه خلع سلاح شده بودند گروهی از خویشان آن حضرت را وادار نمودند كه ادعا كنند حضرت جواد علیه السلام فرزند علی بن موسی علیهماالسلام نیست.!
آنان در این تهمت ناجوانمردانه و دور از اسلام، شبهه عوام فریبانه عدم شباهت میان پدر و فرزند را از نظر رنگ مطرح نمودند، و گندمگونی صورت حضرت جواد علیه السلام را بهانه قرار داده، گفتند: در میان ما، امام گندمگون وجود نداشته است. حضرت رضا علیه السلام فرمود: «هُوَ اِبْنی؛ او فرزند من است..» آنان [بر خلاف واقع] گفتند: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با قیافه شناسی داوری كرده است، باید بین ما و تو قیافه شناسان داوری كنند! حضرت (ناگزیر) فرمود: شما در پی آنان بفرستید، ولی من این كار را نمی كنم، اما به آنان نگویید برای چه دعوتشان كرده اید.
یك روز بر اساس قرار قبلی، عموها، برادران و خواهران حضرت رضا علیه السلام در باغی نشسته و آن حضرت در حالی كه جامه ای گشاده و پشمین بر تن و كلاهی بر سر و بیلی بر دوش داشت، در میان باغ به بیل زدن مشغول شد؛ گویی كه باغبان است و ارتباطی با حاضران ندارد.
آن گاه حضرت جواد علیه السلام را حاضر كردند و از قیافه شناسان درخواست نمودند كه پدر وی را از میان آن جمع شناسایی كنند، آنان به اتفاق گفتند: پدر این كودك در این جمع حضور ندارد؛ اما این شخص، عموی پدرش و این عموی خود او و این هم عمه اوست. اگر پدرش نیز در اینجا باشد، باید آن شخصی كه در میان باغ بیل بر دوش گذاشته است، باشد؛ زیر ساق پاهای این دو به یك گونه است!
در این وقت امام رضا علیه السلام به جمع آنان پیوست، قیافه شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، این است. در این هنگام، علی بن جعفر از جا برخاست و بر لبهای حضرت جواد علیه السلام بوسه زد و آب دهان حضرت را مكید و عرض كرد: «اَشْهَدُ اَنَّكَ اِمامی ( 19 ) ؛ گواهی می دهم كه تو امام من [بعد از پدرت] هستی..»
بدین ترتیب، با وجود با بركت حضرت جواد علیه السلام این توطئه مخالفان امامت نیز منجر به شكست شد.

مناظرات با بركت
از آنجا كه امام جواد علیه السلام نخستین امامی بود كه در خردسالی به منصب امامت رسید ( 20 ) ، حضرت مناظرات و گفتگوهایی داشته است كه برخی از آنها بسیار مهم و مفید بوده است. راز وجودی این مناظرات این بود كه از یك طرف امامت او به خاطر كمی سن برای بسیاری از شیعیان كاملا ثابت نشده بود (هرچند بزرگان و آگاهان شیعه در امامت او هیچ تردیدی نداشتند) ؛ از اینرو، برای اطمینان خاطر و به عنوان آزمایش سؤالات فراوانی از آن حضرت می كردند.
و از طرف دیگر، در آن دوران، قدرت «معتزله» افزایش یافت و مكتب اعتزال (افراطی گری در بهره وری از عقل) رونق یافته بود و حكومت وقت نیز از آنان پشتیبانی می كرد. از طرف این گروه سؤالات عقلی دشواری مطرح می شد تا به پندار خامشان، حضرت را در میدان رقابت علمی شكست دهند (( 21 ) .

ولی در همه این مناظرات علمی، حضرت با علم امامت كه ناشی از علم خداوندی است، با پاسخهای قاطع و روشنگر، هرگونه شك و تردید را در مورد امامت خود از بین برد و امامت خویش و اصل امامت را تثبیت كرد. به همین جهت است كه بعد از او در دوران امامت حضرت هادی علیه السلام كه در كودكی به امامت رسید مشكلی ایجاد نشد؛ زیرا دیگر برای همه روشن شده بود كه خردسالی مانع منصب امامت نمی شود.
مناظره او با یحیی بن اكثم و اثبات حقانیت حضرت، و ناتوانی یحیی، و مناظره او با ابن ابی داود، و قاضی القضات و غلبه حضرت بر آنها از این نمونه مناظرات است. ( 22 )
نتیجه ای كه از سخنان پیش می توان گرفت، این است كه دشمنان اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ یكی از حربه های مهمی كه از آن استفاده برده اند، حربه تهمت و افترا است؛ منتها این حربه برای همیشه كارساز نیست و سرانجام روزی فرا می رسد كه تمام تهمتها و افتراها رو می شود و حق آشكار و باطل رسوا می گردد.
در این زمان نیز یكی از حربه های دشمن همین است. ما باید با پای فشردن بر حق، از این دسیسه نترسیم و معتقد باشیم كه با ماندن ما بر صراط حق، افتراهای دشمن نیز رنگ خود را خواهد باخت.

سخنان با بركت
حسن ختام مقال را با برخی سخنان زیبا و با بركت آن حضرت زینت می دهیم.
1. سه عمل نیك: حضرت فرمود: «ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاَبْرارِ: اِقامَةُ الْفَرائِضِ وَاجْتِنابُ الَْمحارِمِ وَاحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِی الدِّینِ ( 23 ) ؛ سه [چیز] از اعمال نیك انسان شمرده می شود: برپایی (انجام) واجبات، دوری از محرمات، دوری و پرهیز از غفلت در دین..»
2. سه نیازمندی مؤمن: امام جواد علیه السلام فرمود: «اَلْمُؤْمِنُ یحْتاجُ اِلی ثَلاثِ خِصالٍ تَوْفیقٍ مِنَ اللّه ِ وواعظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَقَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ ( 24 ) ؛ مؤمن به سه چیز نیازمند است: توفیقی از خداوند، واعظی از درون، و پذیرش نصیحت از دیگران..»
3. سه راه جذب دیگران: حضرت جواد علیه السلام فرمود: «ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: اَلاِنْصافُ فِی الْمُعاشِرَةِ وَالْمُواساةُ فِی الشِّدَّةِ وَالاِْنطواعِ والرُّجوعُ علی قَلْبٍ سَلیمٍ ( 25 ) ؛ با سه چیز می توانی جلب محبت دیگران كنی: انصاف داشتن در برخوردها، همدردی با دیگران در سختیها و راحتیها، و داشتن قلب سلیم..»
4. نشانه كمال ایمان: حضرت فرمود: «اَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ اِسْتَكْمَلَ الایمانَ؛ مَنْ اَعْطی للّه ِ وَمَنَعَ فی اللّه ِ وَاَحَبَّ للّه ِ وَاَبْغَضَ فیهِ ( 26 ) ؛ چهار چیز در هر كس باشد، ایمانش كامل شده است: كسی كه برای خدا عطا (و انفاق) كند و در راه خدا منع كند، و برای خدا دوست بدارد و در راه خدا بغض بورزد..»

پی نوشت :

1) تاكنون درباره امام جواد علیه السلام در مجله مبلغان، مقالات ذیل به چاپ رسیده است: نگاهی به سیره تبلیغی امام جواد علیه السلام، محمد حاج اسماعیلی، شماره 2، ذی قعده 1420 ه. ق. مناظره ای از امام جواد علیه السلام، سیدجواد حسینی، شماره 33، رجب 1423، ه. ق. امام جواد علیه السلام غریب بغداد، محمد عابدی، شماره 49، ذی قعده 1424، ه. ق. ماجرای شهادت امام محمدتقی علیه السلام، سیدمجتبی اهری، شماره 37، ذی قعده 1423، ه. ق. امام جواد علیه السلام، پاسدار حریم وحی، عبدالكریم پاك نیا، شماره 45، رجب 1424، ه. ق.
2) ر. ك: اعلام الوری، طبرسی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، چاپ سوم، ص344؛ منتهی الامال، شیخ عباس قمی، كتابفروشی اسلامیه، ج1، ص217؛ الارشاد، شیخ مفید، قم، مكتبة بصیرتی، ص316.
3 ) منتهی الامال، ج1، ص218؛ و نیز ر. ك: اعلام الهدایة، المجمع الهاشمی لاهل البیت، چاپ اول، ج11، ص28.
4 ) منتهی الامال، ص218.
5 ) اعلام الهدایه، ص28.
6 ) همان.
7 ) همان، ج11، ص28 و ر. ك: مستدرك العوالم، ج23، ص151 ـ 152.
8 ) مطالب السؤول، ص239؛ فصول المهمة، ص252.
9 ) الصواعق المحرقه، ص205.
10 ) تذكرة الخواص، ص358 ـ 359.
11 ) اصول كافی، ج1، ص321؛ الارشاد، شیخ مفید، ص319؛ اعلام الوری، طبرسی، ص347؛ كشف الغمه، اربلی، ج3، ص143.
12 ) بحارالانوار، ج50، ص20.
13 ) فروع كافی، دارالكتب الاسلامیه، ج6، ص361؛ الامام الجواد من المهد الی اللحد، سیدكاظم قزوینی، مؤسسه البلاغ، ص337.
14 ) ر. ك: صحیح مسلم، ج6، ص3؛ ینابیع المودة، سلیمان بلخی، ص446 و ر. ك: الملل و النحل، جعفر سبحانی، ج6، ص58 ـ 61.
15 ) اصول كافی، مكتبة الصدوق، ج1، ص320؛ الارشاد، ج2، ص277؛ كشف الغمه، ص142.
16 ) رجال كشی، ص463؛ كشف الغمه، ص142 و ر. ك: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص531 ـ 532.
17 ) ر. ك: الامام الجواد من المهد الی اللحد، سیدكاظم قزوینی، چاپ اول، ص337؛ سیره پیشوایان، ص532.
18 ) اصول كافی، ج1، ص321؛ اعلام الهدایة، ج11، ص20.
19 ) اصول كافی، كلینی، مكتبة الصدوق، ج1، ص322؛ سیره پیشوایان، ص533 ـ 534.
20 ) بعد از امام جواد علیه السلام فرزندش امام هادی علیه السلام و بعد از او امام زمان علیه السلام نیز در كودكی به این منصب نائل شده اند.
21 ) ر. ك: سیره پیشوایان، ص534 ـ 535.
22 ) ر. ك: الاحتجاج، طبرسی، مطبعة المرتضویه، ص135 ـ 245.
23 ) بحارالانوار، ج75، ص81.
24 ) همان، ج75، ص358.
25 ) همان، ج75، ص82؛ كشف الغمه، ج2، ص349.
26 ) همان، ج75، ص81

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 57 .